چه اختلاف سنی مطلوب است؟

چه اختلاف سنی مطلوب است؟

همسر

اختلاف سن مناسب برای عروس و دامادها !

نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

دانشمندان استرالیایی با بررسی بیش از دو هزار زوج دریافتند شوهران باید حداکثر دو تا سه سال کوچکتر و یا هشت تا 9 سال از همسران خود بزرگتر باشند.

مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه ملی استرالیا با مطالعه بر روی حدود دو هزار و 500 زوج استرالیایی خوشبخت و بدبخت به مدت 6 سال بین سالهای 2001 تا 2007 فاکتورهای سازگاری و بحران در روابط زناشویی را مورد بررسی قرار دادند. یکی از این فاکتورها «سن» است که در یک ازدواج خوب از اهمیت بالایی برخوردار است.

نتایج این تحقیقات نشان می دهد برای زنان بهتر است با مردانی ازدواج کنند که حداکثر 8 تا 9 سال از آنها بزرگتر و یا در نهایت دو تا سه سال از آنها کوچکتر باشد. این اختلاف سنی تا حد چشمگیری پدیده طلاق را کاهش می دهد. در حقیقت مردانی که سن آنها از همسران خود بسیار کمتر و یا بسیار بیشتر است شوهران خوبی نیستند.

براساس گزارش سیدنی مورنینگ هرالد، به گفته این دانشمندان، فاکتور سن بیش از سایر فاکتورها از قبیل سطح فرهنگی و یا ریشه های جغرافیایی در ایجاد حس مشترک میان زن و شوهر نقش دارد. همسن بودن به این معنا است که زن و شوهر هر دو از دلبستگی‌های مشابهی در موسیقی، سیاست و مسائل مروبط به یک نسل برخوردارند به طوری که 17 درصد از جدایی ها در مواردی اتفاق می افتد که این اشتراکات وجود ندارند.

ازدواج عاشقانه و رضایت از زندگی

ازدواج عاشقانه و رضایت از زندگی

ازدواج

به چه شرطی ازدواج به رضایت از زندگی می انجامد؟

ما در موقعیت‌های گوناگون زندگی روزمرّه، عواطف و هیجانات فراوان و متفاوتی را تجربه می‌کنیم که تا حدّ زیادی بر تصمیم‌گیری‌ها، اَعمال و افکار ما تأثیر می‌گذارند؛ امّا از آن جا که بشر متمدّن امروز، سعی دارد رفتار خود را بیشتر به تعقّل و تفکّر نسبت دهد ، بنا بر این ، ارزش کمتری برای عواطف بشری قائل است. گویی عواطف، در کل موجودیت و هستی انسان، در مرتبه پایین‌تری از عقل قرار دارد، گرچه به لحاظ تکاملی، قبل از این که انسانِ به ظاهر منطقی و متفکّر امروز وجود داشته باشد ، عواطف و هیجانات ، برای میلیون‌ها سال در سازگاری اجداد ما با شرایط محیط ، نقش بسیار مهمّی داشته‌اند و هنوز هم بشر، بدون عاطفه، احساس پوچی می‌کند؛ چرا که بسیاری از مفاهیم زیباشناختی، از عواطف بشر سرچشمه می‌گیرند و گذشته از این، هیجانات، در ادامه بقای ما نقش کلیدی دارند.


ازدواج، نمونه بارزی است از تبادل هیجان‌ها و عواطف مثبت انسانی نسبت به انسان دیگر که در صورت موفقیت حالتی از شادکامی یا همان رضایت از زندگی است.

شناخت هیجانات، رمز کامروایی و ناکامی

متأسّفانه امروزه انسان، از نقش هیجانات خود ـ‌که عامل بسیار مهمی در انگیزش و رفتار هستندـ، آگاهی کمی دارد. ما برای بیان بسیاری از عواطف خود، دچار فقر کلامی هستیم و واژه توصیف‌کننده حالت خود را نمی‌دانیم. این حالت، منجر به فقر ارتباطی بین همسران نیز می‌شود. شادکامی و سلامت ذهنی، در برگیرنده احساسات مثبتی مانند: لذّت، آرامش، حسّ جریان داشتن و شیفتگی در زندگی است.

ازدواج می‌تواند عواطف مثبت را در زندگی مشترک، جاری و تقویت کند. عواطف مثبت، سه دسته‌اند:

۱. آنهایی که به گذشته مربوط هستند.

۲. آنهایی که به زمان حال تعلّق دارند.

۳. آنچه به آینده مربوط است.

عواطف مثبت مربوط به گذشته، شامل: رضایت خاطر، خرسندی، کامیابی و حسّ سرافرازی می‌شود. خوش‌بینی، امید، ایمان و اطمینان نیز عواطف اصلی مربوط به آینده‌اند؛ امّا عواطف مثبت مربوط به زمان حال، دو طبقه متمایز: لذّات زودگذر و کامروایی پایدار را تشکیل می‌دهند. لذّات زودگذر، از کانال‌های حسّی به دست می‌آیند، مانند: احساسات ناشی از روابط جنسی، بوهای خوش و مزه‌های مطبوع.


تحقّق اهداف عملی زندگی زناشویی و هدف های عاطفی هر یک از همسران ، مستلزم روحیه همکاری در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، تقسیم منطقی کار و اجرای مؤثّر آن است.

ازدواج، حرکتی بین هیجانات مثبت و منفی

نظر به این که ازدواج، پیوندی عاطفی است، می‌توان عواطف مثبت و منفی را در فرایند آن، تجربه کرد. یعنی آمیزه‌ای از شادکامی و تلخ‌کامی. ازدواج، ظرفیت‌های درونی بسیاری دارد تا بتواند عواطف مثبت را در فرایند زندگی و شدن، به ظهور برساند و آنها را تقویت کند.

امّا واقعیت، آن است که زندگی، آمیزه‌ای از شادی‌ها و ناراحتی‌هاست. زوج‌هایی موفّق‌اند که درصد شادکامی‌شان بیش از شکست‌هایشان باشد. با توجّه به تغییر و تحوّلات دهه‌های اخیر، نگرش نسبت به خانواده و سازمان آن، متحوّل گردیده و نیاز به یادگیری مهارت‌های جدید ، احساس می‌شود.

ازدواج

 داشتن ارتباط سالم و در عین حال طولانی با همسر، کارِ دشواری است و نیازمند برقراری تعادل و توازن میان زن و شوهر است؛ زیرا کشش از هر سو بسیار نیرومند است: از یک سو می‌خواهیم جدا و مستقل باشیم و از حقوق فردی خود به بهترین وجه، بهره‌مند شویم و از سوی دیگر، به برقراری ارتباط و دوستی با همسر، شدیداً نیازمندیم و ناچار، باید یا به گروه دوستان و یا خانواده تعلّق داشته باشیم.

 هنگامی که زوج‌ها، تعادل بین این دو کشش را از دست بدهند، مشکلات زندگی‌شان آغاز خواهد شد و از شادکامی، فاصله می‌گیرند.

نداشتن مهارت‌های لازم و طرز تلقّی‌های مناسب ، روابط زن و شوهر را با مشکل رو به رو می‌سازد، در حالی که اگر قرار باشد زن و شوهر، به هدف‌های عملی زندگی زناشویی (انجام دادن وظایف روزمرّه، اداره خانواده، اداره امور مالی، تربیت فرزندان و...) و هدف‌های عاطفی خود ، جامه عمل بپوشانند ، به آن دو، نیاز مبرم دارند. تحقّق این اهداف، مستلزم روحیه همکاری در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، تقسیم منطقی کار و اجرای مؤثّر آن است.

ازدواج، اگر می‌خواهد همراه با شادکامی باشد، باید با عشق همراه باشد.

از طرفی ازدواج، در مرتبه دوم اهمیت است و آنچه بیش از خودِ ازدواج اهمیت دارد ، عشق است. ازدواج، اگر می‌خواهد همراه با شادکامی باشد، باید با عشق همراه باشد.اگر افراد تنها بنا بر مصلحت های گوناگون در کنار هم زندگی کنند ،زندگی شان خشک و بی روح بوده و شادکامی طرفین را همراه ندارد.

ازدواج‌های امروزی، بیشتر با پیش‌فرض‌ها و تعصّبات گوناگونی درباره موضوعات عاطفی و فعّالیت‌های زندگی انجام می‌گیرند که به مرور زمان، به کشمکش‌ها و اختلافات اساسی در زندگی می‌انجامند و در نهایت نیز شاید طلاق، تنها چاره کار باشد.برای اینکه دچار این مشکلات نشوید و خدایی نکرده ناامید از داشتن رابطه ی زناشویی موفق نباشید ،در مقاله ی بعد با ما باشید تا راهکارهایی برای ایجاد «حس رضایت از زندگی زناشویی» را بیان کنیم.

منبع : حدیث زندگی - با تغییر

قطع رابطه با خانواده همسر

قطع رابطه با خانواده همسر

گل

دختر و پسرى كه از كودكى در دامن خانواده اى رشد یافته است، نمى تواند و نباید خانواده خود را به راحتى و سادگى فراموش كند. احساسات و عواطف هر فرد در مورد خانواده اش، حتى اگر خاطراتى ناخوشایند نیز داشته باشد ، ریشه دار و عمیق است.

از آنجا كه دل بستگى دخترها به خانواده خود و نیازشان به دیدار خانواده بیشتر است، دل تنگى و غمگینى در دخترانى كه پس از ازدواج ناچار به ترك بستگان و شهر خود هستند ، بیشتر بروز مى كند. از این رو، زن و شوهرى كه ازدواج مى كنند، نباید چنین انتظارى از یكدیگر داشته باشند كه با افراد خانواده خود قطع رابطه كنند و یا در این مورد اعتراضى داشته باشند و یا چنین تلقّى شود كه رابطه هر كدام با خانواده خود دلیلى بر بى مهرى و بى توجهى او به همسرش است. البته میزان این روابط باید به گونه اى باشد كه خللى به روند زندگى زناشویى زن و شوهر وارد نسازد و موجب غفلت و یا كوتاهى از انجام وظایف زندگى مشترك نشود.

در صورت امكان، بهتر است كه زن و شوهر به اتفاق همدیگر با خانواده هاى خود رفت و آمد داشته باشد ، اگرچه از نظر روانى لازم است كه گه گاه زن و شوهر به تنهایى با خانواده هاى خود معاشرت كنند و به گفتوگوهاى خصوصى و خانوادگى بپردازند.مسئولیت تنظیم روابط و رفتار مناسب و درست زن و شوهر با دو خانواده بر عهده فرزند آن خانواده است كه نقش مهمى در ایجاد رابطه اى صمیمى و دوستانه بین همسر و خانواده خود دارد و شخص اوست كه باید به گونه اى رفتار كند كه محبت و صمیمیت بیشترى بین آن ها برقرار شود.


ذكر نكات مثبت همسر در زندگى مشترك و مطرح نكردن نكات منفى و كشمكش هاى زندگى خصوصى با خانواده خود ، از نكات بسیار مهم است.

باید توجه داشت كه زن و شوهر اگر اختلاف سلیقه و یا برداشت هایى از خانواده دیگرى دارند ، بهتر است تا حد امكان از بیان آن خوددارى كنند ، چرا كه هیچ فردى به سادگى نمى تواند انتقادات دیگران را نسبت به افراد خانواده خود بپذیرد و بعضى از انتقادها باعث بروز واكنش هاى عصبى مى گردد كه همراه با مقاومت هاى روانى است و یا موجب ابراز انتقاد و عیب جویى متقابل از خانواده دیگرى خواهد شد ، مگر در بعضى موارد كه انتقاد و یا گله به گونه اى ملایم بیان شود و همسر او انسانى منطقى باشد. البته نمى توان پذیرفت كه هر انتقاد و یا گله شوهر و یا زن از خانواده دیگرى مى تواند درست و صحیح باشد ، بلكه این احتمال وجود دارد كه این انتقاد ناشى از سوءتفاهم ها و یا اختلاف فرهنگ دو خانواده باشد.


زن و شوهر باید به گونه اى با خانواده هاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و یا گله از همسرشان باز دارد. دو خانواده نیز نباید چنین تصور كنند كه مانند گذشته مى توانند و یا باید از جزئى ترین مسائل زندگى مشترك و زناشویى فرزندشان آگاه شوند و یا به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند.

زن و شوهر باید به گونه اى با خانواده هاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و یا گله از همسرشان باز دارد. دو خانواده نیز نباید چنین تصور كنند كه مانند گذشته مى توانند و یا باید از جزئى ترین مسائل زندگى مشترك و زناشویى فرزندشان آگاه شوند و یا به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند. آن ها باید این حقیقت را بپذیرند كه فرزندانشان حق دارند و باید با مشورت و تفاهم در مورد زندگى شان تصمیم گیرى كنند و به همین دلیل، اصلاح زندگى آن ها در این است كه بسیارى از روابط خصوصى و چگونگى روش زندگى شان را پنهان نگه دارند.

قطع رابطه یك طرفه و یا دو طرفه با خانواده ها موجب بروز خلأ عاطفى خواهد شد كه نه تنها زن و شوهر را تحت تأثیر قرار خواهد داد، بلكه بر نوه ها نیز از جهات روانى و اجتماعى تأثیر خواهد گذاشت. آن ها نیاز دارند كه با خانواده هاى پدر و مادر خود در ارتباط باشند، و گرنه آنان نیز احساس كمبود عاطفى خواهند كرد.

منبع :مجله علمی-تخصصی معرفت

طلاق یا ازدواج؟ کدام آسان‌تر؟!

طلاق یا ازدواج؟ کدام آسان‌تر؟!

ازدواج

چندی قبل در یکی از روزنامه‌های داخلی خوندم که در کشور مالزی طلاق دادن را به آسانی با فرستادن پیامک توسط شوهر پذیرفته‌اند! خیلی جالب بود برایم و زمینه‌ای برای بیان مطلبی در رابطه با آسان‌تر بودن طلاق یا ازدواج!


براساس فقه شیعه جعفری که مذهب رسمی کشور ما ایران می‌باشد ازدواج بسیار آسان‌تر از طلاق است.

حقیقت این است که براساس فقه شیعه جعفری که مذهب رسمی کشور ما ایران می‌باشد ازدواج بسیار آسان‌تر از طلاق است؛ به عنوان مثال در طلاق براساس مذهب ما حتماً باید شاهد باشد و گرنه طلاق کاملاً باطل است بعلاوه آن شاهد باید عادل باشد و یک شاهد هم کافی نیست و شرایط دیگر... در حالیکه برای ازدواج هیچ‌یک از این شرایط نیازی نیست و حتی یک شاهد هم لازم نیست (البته مستحب است که شاهد باشد اما واجب نیست و نبودن آن هیچ ضرری به صحت عقد نکاح نمی‌زند)؛ بگذریم از اینکه برخی خانواده‌ها با گذاشتن برخی موانع همچون مهریه‌های سنگین یا موانع‌ بی‌جای دیگر ازدواج را بسیار دشوار کرده‌اند. بعلاوه در کنار همه این آسان‌گیری‌ها که در فقه شیعه در رابطه با شرایط آن در نظر گرفته شده، باید به مستحباتی که در این باره در روایات وارد شده نیز توجه جداگانه صورت گیرد به عنوان نمونه در روایتی می‌خوانیم که فرموده‌اند بهترین زنان امت من زنانی هستند که به لحاظ زیبایی زیباترند و به لحاظ  مهریه مهریه‌ی آنها سبک‌تر است.

طلاق

بر این پایه و با توجه به جنبه های گونا گون دیگری که در منابع معتبر شیعه مشاهده می شود؛ همچون آیات متعدد قرآن کریم که سفارش به ازدواج را همراه با وعده های نیکوی الهی به مومنین، نموده است تا بدانجا که حتی شخص را که می تواند با حفظ عفت و پاکدامنی بصورت مجدد ادامه ی زندگی را طی کند، در مقایسه با شخص متاهل از منظر معنوی پایین تر دانسته اند و او را به ازدواج سفارش کرده اند!!

به هر حال همه ی این موارد و موارد مشابه دیگری که در فقه شیعه و نیز قانون موضوعه جمهوری اسلامی ایران برای تسهیل امر ازدواج صورت گرفته، بیانگر پیروزی و آسانتر بودن ازدواج است و این همه صرفنظر از دشواریها و شرایط و مراحل پیچیده ای است که در این مقایسه برای نهاد طلاق در فقه و حقوق بطور ملموس قشر جوان جامعه ی ما را با سختی های طلاق که به عنوان حلالی که عرش الهی را به لرزه می دارد، قابل مشاهده است.

زمانی که شرع و قانون کشور ما هردو برای طلاق سخت گیری های لازم را دارند اما تاکید می کنند باید ازدواج به آسانی انجام گیرد خود نشانه ی هوشمندی شارع مقدس و قانونگذار اسلامی است اما بهتر است خانواده ها خود برای ازدواج سخت گیری لازم را داشته باشند البته نه در باره ی مهریه و جهاز و این گونه مسائل بلکه در باره ی هم کفو بودن و شباهت های فرهنگی و رفتاری دختر و پسر و خانواده هایشان . به میزان لازم تحقیق و بررسی انجام دهند که خدایی نکرده پشت درهای دادگاه برای طلاق گرفتار نشوند که قوانین ایران در این باره بسیار سخت گیر است...

نویسنده : زهرایی - کارشناس ارشد حقوق جزایی

بهترين زندگي با مفيد ترين روش

بهترين زندگي با مفيد ترين روش

زندگي

قرآن کريم، مجموعه‌اي از ارزش‌هاي ثابت را مبناي آموزه‌هاي خود قرار داده است و انسان‌ها را دعوت ـ‌ و گاه موظّف‌ـ نموده است که به اين ارزش‌هاي والاي انساني پايبند باشند تا هم خودشان به آرامش برسند و هم موجب آرامش و رفاه اطرافيان و جامعه خود شوند. برخي از اين ارزش‌ها عبارت‌اند از:

1 . بازگشت به نهاد پاک انساني: قرآن، دعوت بر پايه فطرت را اساس کار خود مي‌داند و تعاليم خود را با فطرت پاک انساني دمساز مي‌داند و معتقد است که انسان‌ها همگي، داراي سرشتي پاک هستند و توانايي پذيرش و تشخيص حقيقت را دارند. بنا بر اين، از انسان‌ها مي‌خواهد که به فطرت پاک و سليم خود بازگردند و با تکيه بر آن، راه و آييني را برگزينند که به سرشتشان نزديک‌تر باشد و با آن، همخواني داشته باشد و در نهايت، مايه سعادت و سربلندي آنها در دنيا و آخرت شود: « با تمام وجود ، خود را آماده پذيرش دين و آييني کن که کاملاً پاک و منزّه از آلودگي‌ها و پيرايه‌هاست و برخاسته از فطرت پاک انسان‌هاست که خداوند ، آنها را بر چنان فطرتي آفريده و البته هرگز در آنچه خدا آفريده ، تغيير و تبديلي راه ندارد».1


قرآن کريم ، در تشخيص حق از باطل و شناخت راه درست از راه‌هاي انحرافي در زندگي انسان‌ها، عقل آنها را مبناي کارشان قرار مي‌دهد و از آنها مي‌خواهد تا با پيروي از عقل و کسب علم و دانش، راه درست را براي زندگي بهتر برگزينند.

2 . تکيه بر حاکميت عقل در پذيرش حق: قرآن، پيوسته مردم را به پيروي از خرد ، رهنمون مي‌سازد و به انديشيدن، ترغيب مي‌کند. جمله‌هايي چون: « چرا نمي‌انديشند؟ » و « باشد که بينديشند » و... که مکرّر در قرآن آمده است، نشان از توجّه خداوند به عقلانيت و تفکّر انسان دارد: «چرا در پهناي زمين به حرکت در نمي‌آيند تا داراي عقل و انديشه گردند؟»2

قرآن کريم ، در تشخيص حق از باطل و شناخت راه درست از راه‌هاي انحرافي در زندگي انسان‌ها، عقل آنها را مبناي کارشان قرار مي‌دهد و از آنها مي‌خواهد تا با پيروي از عقل و کسب علم و دانش، راه درست را براي زندگي بهتر برگزينند. به همين دليل است که خداوند در قرآن، در آيات فراواني مثال مي‌زند که بسياري از پندهاي قرآن را تنها دانايان درک مي‌کنند: « مثل‌هاي پندآموزي که براي مردم مي‌آوريم، جز دانايان، درک نمي‌کنند. دانشمندان‌اند که به حقيقت و هدف آنها پي مي‌برند و صرفاً به ظاهر هر مثال، بسنده نمي‌کنند».3

انسان مسلمان، با رعايت اعتدال در زندگي دنيوي و دورانديشي براي زندگي اخروي خود، مقدّمات آسايش و راحتي خود و ديگر افراد جامعه را فراهم مي‌کند.

3 . اعتدال و دورانديشي در زندگي: قرآن کريم ، از انسان‌ها مي‌خواهد که هم‌زمان، به هر دو حيات دنيوي و اخروي، توجّه داشته باشند. در ارتباط با زندگي دنيا، از انسان‌ها مي‌خواهد آن را همچون مزرعه‌اي براي آخرت خود بپندارند و بدون آن که آن را هدف نهايي خود بدانند ، از نعمت‌هاي بي‌شمار آن بهره گيرند و با دورانديشي و اينده‌نگري، براي دنياي خود، آن گونه کوشش نمايند که انگار براي هميشه در آن باقي مي‌مانند. براي آخرتشان نيز به صورتي فعّاليت کنند که گويي همين فردا عمرشان به پايان مي‌رسد و به اين صورت ، به هر دو سعادت دنيا و آخرت، دست خواهند يافت: «در آنچه خداوند به تو داده است، سراي آخرت را بجوي و [البته] سهم خويش را از دنيا فراموش نکن و همان گونه که خداوند به تو احسان نموده است، احسان کن و در اين جهان، به دنبال فسادانگيزي مباش. به راستي که خداوند، مفسدان را دوست ندارد».4

انسان مسلمان، با رعايت اعتدال در زندگي دنيوي و دورانديشي براي زندگي اخروي خود، مقدّمات آسايش و راحتي خود و ديگر افراد جامعه را فراهم مي‌کند؛ زيرا معتقد است که همه آنچه در راه خدا ايثار کند ، در حيات اخروي، به وي بازگشت مي‌نمايد. با اين رويکرد ، زندگي ، رنگ و معناي ديگري مي‌يابد و مشکلات و سختي‌هاي دنيا، به راحتي، انسان معتقد را از پاي در نمي‌آورد.

4. مسئوليت‌پذيري و صداقت در گفتار و رفتار: راستگويي و وفاي به عهد ، از بزرگ‌ترين ارزش‌هاي اخلاقي‌اي هستند که در هر دين و آيين و مذهب و مسلکي، از آنها به نيکي ياد شده و بر اجراي آنها تأکيد فراوان شده است. جامعه‌اي را تصوّر کنيد که اعضاي آن، جز به راستي و درستي گفتار و عمل، با يکديگر رفتار نمي‌کنند ، عهد شکني نمي‌کنند و وظايفي را که بر عهده‌شان گذاشته شده ، به بهترين شکل و بدون هيچ گونه کم‌کاري و تأخيري انجام مي‌دهند. قرآن براي اين که جامعه مسلمانان را به اين سمت بکشاند ، همواره و در آيات بسياري، مسلمانان را به راستگويي و درستکاري و مسئوليت‌پذيري دعوت مي‌کند و فرمان مي‌دهد: «اي کساني که ايمان آورده‌ايد! از خدا پروا کنيد و سخني درست و استوار بگوييد تا خداوند ، عمل‌هاي شما را اصلاح کند و گناهانتان را بيامرزد»5 و «... راستگويان را، راستي گفتارشان سود مي‌بخشد...».6

5 . رعايت ادب: «در راه رفتن و رفتار خود ، ميانه‌رو باش و از بلندي صداي خود بکاه، که بدترينِ صداها، صداي چارپايان است».7

ادب، قالب زيبا و پسنديده‌اي است که هر عمل انساني، ممکن است به شکل آن درآيد و چه بَسا ممکن است که انسان، با به کار بستن آن در زندگي، از خطاهاي فراواني در امان بماند. ارزش مؤدّب بودن، تا اندازه‌اي است که امام علي(ع) آن را بهترين زيور براي انسان مي‌داند و معتقد است که: «باارزش‌ترين ميراثي که پدران براي فرزندان خود مي‌توانند به يادگار بگذارند ، ادب است».8


صبر و استقامت در راه خدا و در مشکلات و سختي‌هاي زندگي و در مقابله با دشمنان و نيز در برابر جاذبه گناهان، آن قدر مهم است که خداوند ، ده‌ها آيه از قرآن را به بيان آن و تأکيد بر آن اختصاص داده است.

6 . شکيبايي و پايداري: صبر و استقامت در راه خدا و در مشکلات و سختي‌هاي زندگي و در مقابله با دشمنان و نيز در برابر جاذبه گناهان، آن قدر مهم است که خداوند ، ده‌ها آيه از قرآن را به بيان آن و تأکيد بر آن اختصاص داده است، در حالي که بر هيچ يک از فضايل انساني، به اين اندازه تأکيد نشده است. در حقيقت، صبر، عصاره همه فضايل است و خداوند، صابران را محبوب و دوست خود معرّفي مي‌کند9 و تأکيد مي‌کند که او همواره با صابران است و آنها را ياري مي‌کند10 و آنها را به مقامي بلند مي‌رساند.11

خداوند ، پيروزي را در سايه استقامت و صبوري مي‌داند و صبر و پيروزي را دو برادر و يار و همراه قرار داده است12 و مي‌فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده‌ايد، شکيبا باشيد و ديگران را به شکيبايي فراخوانيد و در برابر دشمن، پايداري کنيد و از خدا پروا کنيد ، تا رستگار شويد».13

پي‌نوشت‌ها:

1 . سوره روم، ايه30.

2 . سوره حج، ايه 46.

3. سوره عنکبوت، ايه43.

4. سوره قصص، ايه77.

5. سوره احزاب، ايه70ـ71.

6. سوره مائده، ايه119.

7. سوره لقمان، ايه19.

8. ميزان الحکمة، ج1، باب ادب.

9. ر.ک: سوره آل عمران، ايه146.

10. ر.ک: سوره بقره، ايه153.

11. ر.ک: سوره اعراف، ايه137.

12. ر.ک: سوره انفال، ايه65؛ سوره بقره، ايه249؛ سوره آل عمران، ايه120 و 125.

13. سوره آل عمران، ايه200.

منابع:

مجله حديث زندگي / کتاب: قرآن ـ منشور زندگي، يوسف قرضاوي، مترجم: عبد العزيز

ازدواج چندمین اولویت شماست؟

ازدواج چندمین اولویت شماست؟

سن مناسب برای ازدواج

براساس پژوهشهای سازمان ملی جوانان :

ازدواج چهارمین دغدغه جوانان است .

بر اساس نتیجه بررسی های معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، موضوع ازدواج در رده چهارم مهمترین دغدغه ها و نگرانی های جوانان کشور قرار دارد.   


موضوع ازدواج با 9 درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانی های جوانان ایرانی قرار دارد.

به گزارش سرویس اجتماعی برنا به نقل از روابط عمومی سازمان ملی جوانان، موضوع ازدواج با 9 درصد اهمیت، در رده چهارم مهمترین نگرانی های جوانان ایرانی قرار دارد.

بر اساس این گزارش، این در حالی است که اشتغال مناسب با 28، مسائل مالی و اقتصادی با 22 و مسائل تحصیلی و کنکور با 17 درصد اهمیت در صدر فهرست دغدغه مندی های جوانان جای دارند. ضمن اینکه تنها هفت درصد از جوانان ازدواج را به عنوان بزرگ ترین هدف خود برشمرده اند.

بر اساس نتایج بررسی های معاونت مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، 54 درصد از جوانان کشور روابط خانوادگی موجود در فضای جامعه را مثبت می دانند و حدود 95 درصد داشتن همسر خوب را در حد مهم و خیلی مهم ارزیابی کرده اند.

این آمار و اطلاعات از پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های جوانان در اسفند سال 86 بدست آمده است.

خداحافظ عشق , سلام بدبختی

خدا حافظ عشق ،سلام بدبختی

گل

زندگی را عاشقانه زندگی کن، نه هراسان.شجاعت آن نیست که فقط از آدم‌های شجاع تقلید کنی،بلکه آن است که به شیوه‌ی خود زندگی کنی .

حتی اگر بهای به شیوه‌ی خود زیستن، بسیار زیاد باشد ، باز ارزش آن را دارد زیرا در چنین شیوه‌ی زیستن است که روح به دنیا می‌آید.

هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی ،آرمانی , اندیشه ای بمیرد ،همین آمادگی و شور اوست که او را دوباره متولدمی‌کند.اگر در این آمادگی رنجی نهفته است،رنج تولد است. (البته در انتخاب آرامان ها باید آرمان را انتخاب کرد که آنقدر متعالی باشد که ارزش جان باختن داشته باشد.) 

به شیوه‌ی خویش زیستن، شجاعت می‌خواهد ، دل و جرات می‌خواهد. به شیوه‌ی خود زندگی کن؛شبیه خودت باش و بس.زندگی خود را ترسیم کن.از روی نقش کهنه‌ی دیگران نقاشی نکن.خلاق باش.

اگر هم در شیوه‌ی خود گاهی شکست بخوری،بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند.

کسی که به شیوه‌ی خود زندگی می‌کندو به دنبال آگاهی است اما هنوز راه درست را پیدا نکرده ،بالاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.

او خطای خویش را دست مایه‌ی تجربه‌ای تازه خواهد کردو با تجربه‌های خویشتن،خواهد بالید.


تنها کسانی تجربه خواهند کرد و خواهند آموخت که آماده‌ی چشیدن طعم تلخ خطاها و اشتباهات خویش‌اند.

بهترین راه زندگی،آن نیست که به دیگران گوش بسپاری،بلکه آن است که به شیوه‌ی خود زندگی کنی و با چشمان خود ببینی!

هر کسی بذر گلی زیبا و منحصر به فرد را در دل دارد.هر کسی بذر نیلوفری خاص را در مرداب درون دارد.اما تعدادی معدود و اندک توانسته‌اند آن بذر گل زیبا و یکه را برویانند و استعداد نهفته‌ی خود را شکوفا کنند زیرا بیشتر آدم‌ها خودآگاه نیستند و چشمان خویش را برای دیدن باز نمی‌کنند.

چشم اگر بیناست. خیلی چیزها دیدنی‌ست و در ترازوی نگاه، سنجیدنی.نگاه کن و ببین که چه بسیار خرمهره‌ها که خود را گوهر عشق جا می‌زنند!

اینها اگر عشق بودند ، احساس بدبختی را می‌زدودند.این یک معیار است.اگر اینها تو را با احساس شور بختی رها می‌کنند،پس هیچ‌کدام عشق نیستند؛بنابراین، از شرشان خلاص شو.


عشق همواره احساس آرامش، روشنی و آزادی می‌آفریند. با عشق نمی‌توان احساس بدبختی کرد.این حقیقت را هرگز فراموش نکن.

اما بسیاری از آدم‌ها با نا آگاهی عمل می‌کنند:

آنها به جای رها کردن همه‌ی چیزهای دست و پاگیر،خود عشق را رها کرده‌اند.

آنها خود عشق را رها کرده‌اند اما نتوانستند حسادت ، تملک، سلطه و نفس را رها کنند. آنها نفس را نگه داشتند اما عشق را از دست دادند. آنها از دنیا گریختند. زیرا دنیا فرصتی بود برای عشق ورزیدن.به همین دلیل، تاریخ زندگی بشری، به حماقتی آمیخته است که موجب خنده‌ی آیندگان خواهد شد. فرزندان ما باور نخواهند کرد که اجدادشان چگونه واقعیت را فدای توهم کرده‌اند. به دنیا چنگ نزن؛دنیا را بردار و برو.

از رود زندگی برکه نساز .دریا را فراموش نکن. همیشه جاری باش. عشق همواره احساس آرامش، روشنی و آزادی می‌آفریند.

مسیحا برزگر- موفقیت