راه های جلب محبت در زندگی

راه های جلب محبت در زندگی ... غم زدایی

وقتی یک چهره ی گشاده و لبخند صمیمی ، غمی را از دل می زداید ، چرا باید از این " احسان " دریغ کرد ؟

بعضیها حضوری غم آفرین دارند ، برخی هم محضری غم زدا .

گروه اخیر ، آیت لطف الهی اند که قدرشان ناشناخته است .

انسانها نیازمند محبت اند .

این تشنگی ، جز با ملامت و خوشرویی برطرف نمی شود .

اگر اولین برخورد ما با کسی به گونه ای باشد که غم او را به شادی و نگرانی اش را به اطمینان مبدل سازد ، دریچه ای به دنیای صفا و سرور به رویش گشوده ایم . این نزد خداوند ، حسنه و عبادت است .

کسی که از چهره ی برادر دینی اش ، رنج و اندوهی را بزداید ، خداوند به پاداش آن ، ده " حسنه " در نامه ی اعمالش می نویسد . مگر این کار نیک ، چه اندازه زحمت دارد ؟

البته این رفتار ، نوعی هنرمندی در معاشرت است ، قلبی مهربان می خواهد و عاطفه ای سرشار و خصلتی نوع دوستانه .

شاد کردن دیگران ، چهره ی دگری از همین " غم زدایی " است . گاهی با توجهی ، نگاهی ، محبتی ، کلامی ، هدیه ای و ... می توان انسانی را مسرور ساخت و در نتیجه خدا را از خود راضی ساخت .

در این زمینه سخنی را از پیشوای صادق شیعه بیاموزیم که فرمود :

ایما لقی مسلما سره الله عزوجل

هر مسلمانی که با مسلمانی دیدار کند و در برخورد ، او را شادمان سازد ، خدای متعال نیز او را خوشحال و مسرور خواهد ساخت .

وقتی می توان با کلماتی و چهره و برخوردی خوش و دلپذیر ، خاطری را خرسند ساخت ، چرا باید با گفتن کلماتی ناخوشایند و اندوه آفرین ، غم بر چهره ی دیگری نشاند و او را به یاد روزهای تلخش انداخت و او را مایوس و دلسرد ساخت ؟

~~~@

کرامت من بی کرانه است چون دریا ،

عشق من ژرف است باز چون دریا ،

هرقدر به تو بیشمار می بخشم

بیشتر دارم ؛

برای هر دوی ما بی انتها@~~~

@ویلیام شکسپیر@

برنامه ريزي موفق زير يک سقف

برنامه ريزي موفق زير يک سقف

همسر

برنامه‌ريزي يكي از شاخصه‌هاي موفقيت در هر زمينه‌اي است، شايد براي همين مي‌گويند هيچ موفقيتي اتفاقي نيست چرا كه براي آن برنامه‌ريزي شده و بي‌حساب و كتاب نبوده است. زندگي مشترك نيز براي آنكه به موفقيت و خوشبختي منتهي شود بايد با برنامه‌ريزي پيش رود. حال براي آن كه بتوانيم براي زندگي مشترك برنامه‌ريزي كنيم بايد شرايطي را فراهم سازيم تا اين برنامه‌ريزي به نتيجه برسد، چه بسا برنامه‌ريزي‌هايي كه به خاطر رعايت نكردن اصول بدون نتيجه مانده و به انجام نرسيده است.

برنامه‌ريزي‌هاي كلي و بلند مدت

برنامه‌ريزي كلي و بلند مدت به برنامه‌ريزي‌هايي در زندگي اشاره دارد كه اولا به كليات زندگي مربوط مي‌شوند نه جزئيات و ثانيا زمانبر و معمولا برنامه‌ريزي‌هاي چند ساله‌اند مثل برنامه‌ريزي‌هاي مالي يا كاري بلند مدت و يا مثلا برنامه‌ريزي براي اين‌كه چند سال ديگر بچه دار شويد و....

مسائلي كه در اين نوع برنامه‌ريزي‌ها لازم است رعايت كنيد اين است كه در ابتدا بيش از حد بلند پروازانه و يا بدبينانه برنامه‌ريزي نكنيد. گاهي كمي ريسك كردن در زندگي لازم است. شما مي‌توانيد در برنامه‌ريزي هم كمي ريسك كنيد، مثلا اگر در 2 سال آينده درآمد شما قرار است. 20 ميليون تومان باشد، قرار نيست روي 40 ميليون تومان برنامه‌ريزي كنيد اما مي‌توانيد روي 25  ميليون برنامه مالي خود را بريزيد تا اولا انگيزه بيشتري براي پيشرفت و پس‌انداز پيدا كنيد ثانيا هدفتان آنقدر دست نيافتني نباشد كه نااميد شويد و در وسط راه برنامه‌ريزي را رها كنيد. گاهي افراد آنقدر برنامه‌ريزي خود را بدبينانه و آسان در نظر مي‌گيرند كه بدون هيچ تلاش و برنامه‌ريزي نيز به همان هدف مي‌رسيدند. برنامه‌ريزي خود را كمي سخت‌تر و خوش‌بينانه‌تر انجام دهيد تا از همه تلاشتان استفاده كنيد نه تنها بخشي از توانايي‌تان.

برنامه‌ريزي يعني راهي براي درست تلاش كردن به سمت هدف يعني مسيري كوتاه تر و مستقيم‌تر به هدف و در نظر گرفتن همه جوانب امر در نتيجه اين برنامه‌ريزي بايد بر تلاش شما بيافزايد و نتيجه را نزديك تر كند.

توانايي خود و همسرتان را در برنامه‌ريزي‌ها و تعيين هدف‌ها در نظر بگيريد و به همان اندازه برنامه‌ريزي كنيد.

نكته ديگر اين كه برنامه‌ريزي بلند مدت را به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه مدت تقسيم كنيد يعني اگر هدف شما قرار است مثلا سه ساله تامين شود شما براي خود هدف‌هاي ماهانه و سالانه در راستاي هدف بلند مدتتان تعيين كنيد و براي آنها برنامه‌ريزي كنيد تا برنامه‌ريزي بلند مدت برايتان راحت‌تر باشد.

دقيق برنامه‌ريزي كنيد. اگر كمي بيشتر براي برنامه‌ريزي‌هاي بلند مدت، وقت و هزينه بگذاريد بهتر از آن است كه به نتيجه نرسند. با افراد خبره در مورد هدفتان مشورت كنيد و از آنها كمك بخواهيد تا يك برنامه‌ريزي حساب شده براي رسيدن هرچه سريع تر و مطمئن‌تر به هدفتان بريزيد.

نكته بعدي در ارتباط با برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت اين است كه از اين شاخه به آن شاخه نپريد. اگر هدفي را انتخاب كرديد و براي آن برنامه‌ريزي دقيق كرده ايد ديگر آن را تغيير ندهيد البته منظور ما تغييرات جزئي در برنامه‌ريزي نيست چرا كه مخصوصا در برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت تغييرات كوچك اجتناب ناپذيرند بلكه منظور عوض كردن كلي برنامه‌ريزي و هدف است كه باعث عقب افتادن شما از برنامه‌ريزي‌‌تان مي‌شود و وقت را از دست مي‌دهيد.

در راه رسيدن به هدفتان تلاش كنيد و برنامه‌ريزي‌تان را زير پا نگذاريد و طبق آن پيش برويد تا به نتيجه برسيد. حتي برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت‌تان را در راستاي هدف‌هاي بلند مدت جدي بگيريد و مهم بدانيد.

به همسرتان در راه رسيدن به اهداف بلند مدت و برنامه‌ريزي‌هاي آن كمك كنيد و نگذاريد در اثر خستگي‌هاي لحظه‌اي اين برنامه‌ريزي را به هم بزند و بعد پشيمان شود. با مهرباني و دلسوزي كنار همسر خود باشيد و در راه رسيدن به هدف‌هاي والا و بزرگ همديگر را همراهي كنيد.

گاهي با همسرتان راجع به اهداف و برنامه‌ريزي‌ها گفتگو كنيد و به وقتي كه به اهدافتان رسيده ايد بينديشيد. اين كار شما را در راه رسيدن به اهدافتان و عمل به برنامه‌ريزي تان مصمم تر مي‌كند.

همسر

برنامه‌ريزي‌هاي جزئي و كوتاه مدت

اين برنامه‌ريزي‌ها همانطور كه پيداست مربوط به مسائل كم اهميت تر و جزئي تر زندگي است. اما جالب اينجاست كه بدانيد اين برنامه‌ريزي‌ها بيشتر باعث اختلاف نظر و جر و بحث همسران با هم مي‌شود. مثلا مردي كه بدون برنامه‌ريزي و هماهنگي با همسرش مهمان دعوت مي‌كند و يا زني كه بدون برنامه‌ريزي مالي تمام حقوق همسرش را خريد مي‌كند باعث مي‌شوند كه همسرانشان را ناراحت و گاهي عصباني كنند. براي اين‌كه اين اتفاق نيفتد كافيست موارد زير را در نظر بگيريد.

1- با همسر خود مشورت كنيد. اگر مي‌خواهيد كاري انجام دهيد حتما با همسرتان در ميان بگذاريد و با هم براي آن برنامه‌ريزي كنيد و يا دست كم همسرتان را در جريان برنامه‌ريزي خود حتي براي كارهاي جزئي قراردهيد.

2- همسرتان را به موقع در جريان برنامه‌ريزي خود قرار دهيد نه وقتي كه كار از كار گذشته است و شما برنامه‌ريزي‌تان را كرده‌ايد، تا اگر او نيز نقطه نظري در برنامه‌ريزي داشت، اعمال كنيد. مثلا اگر قصد داريد مهماني دعوت كنيد قبل از دعوت به همسرتان بگوييد و نظر او را هم بخواهيد.

3- با زماندهي مناسب و بدون عجله برنامه‌ريزي كنيد تا به هدف خود به نحو احسنت برسيد.

4- حتي براي برنامه‌ريزي‌هاي جزئي هم آينده نگر باشيد و همه جوانب را بسنجيد.

برنامه‌ريزي‌هاي شخصي در زندگي مشترك

شايد شما بخواهيد براي خود يك برنامه‌ريزي شخصي داشته باشيد، مثلا درستان را ادامه دهيد و يا كار و حرفه‌اي را پيش بگيريد و....

وقتي زندگي مشتركتان را آغاز مي‌كنيد به معني آن نيست كه برنامه‌ريزي‌هاي شخصي و هدف‌هاي شخصي‌تان را كنار بگذاريد بلكه بايد با همفكري و مشورت همسرتان آنها را به انجام برسانيد.

در برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان هميشه همسرتان را هم در نظر داشته باشيد تا اين برنامه‌ها خودخواهانه ريخته نشوند و به همسرتان آسيبي وارد نشود. اگر در زندگي مشترك هر كس بخواهد بدون در نظر گرفتن همسرش به برنامه‌ريزي‌ها و اهداف شخصي خود برسد ديگر زندگي مشترك معني پيدا نمي‌كند.

شايد مجبور شويد براي اين‌كه زندگي مشتركتان حفظ شود و به وظايفتان در زندگي عمل كنيد بعضي از اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي تان را به تعويق بيندازيد اما در ازاي آن مي‌توانيد به اهداف مشتركتان بها دهيد تا در آينده فرصت بيشتري براي اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان داشته باشيد.

برنامه‌ريزي در زندگي مشترك اگر با توافق و مشورت زن و شوهر انجام گيرد و دقيق و اصولي باشد در هر زمينه‌اي به موفقيت مي‌انجامد اما اگر خودسرانه و بي حساب صورت گيرد ممكن است دردسرساز نيز باشد پس از برنامه‌ريزي‌هاي دو نفره در زندگي مشتركتان لذت ببريد و نتيجه مثبت آن را شاهد باشيد.

منبع :چهار ديواري

فهرست سوالات روز خواستگاري

فهرست سوالات روز خواستگاري

گل

از مهم ترين سوالات خواستگاري را برايتان بيان مي کنيم که بخشي از آن گفته ي خودتان است . البته نوشتن ليستي که شامل تمام سوالات لازم براي شناسايي شريک آينده تان باشد غير ممکن است زيرا تفاوت هاي فردي ،شغلي،فرهنگي،اعتقادي و غيره در انسان ها باعث مي شود يک نسخه ي واحد کارساز نباشد .مي توان اصولي را بيان کرد که در فرهنگ ما براي داشتن زندگي موفق زناشويي لازم است اما شايد کافي نباشد. به همين دليل بعد از خواندن سوالات پيشنهادي تبيان ، خود شما نيز بايد تغييراتي در آن ايجاد کنيد.

ابتدا زماني که تصميم مي گيريد که خواستگاري را به خانه بپذيريد يا همراه خانواده به خواستگاري برويد ،بهتر است کمي با خود خلوت کنيد . واقع بينانه به خود و شرايط موجودتان نگاه کنيد. خود را از نظر زيبايي،تحصيلات،شرايط مالي ، فرهنگ خانواده بسنجيد. اين کار براي سنجيدن توقعات خوداز زندگي و همسر آينده ،کمک خواهد بود.

بهتر است علاوه بر شناخت بيشتر از شرايط فعلي تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگي زناشويي را مشخص کنيد. در خلوت خود شعار ندهيد. اينکه معيار هاي صحيح چيست با اين که معيار هاي شما چيست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معيار هايي صحيح انتخاب کنيد اما در زندگي آينده  چون اين معيار ها برايتان دروني نشده و فقط جنبه ي شعار داشته ، دچار مشکل شويد. پس نگاهي واقع بينانه به شرايط موجود و خواسته هاي آينده بسيار مهم است . وقتي به يک ارزيابي صحيح رسيديد ،دست به کار شويد.ليستي براي خود تعيين کنيد و البته بايد ياد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب هاي مشخص وجود ندارد و جوابي متفاوت از آنچه شما فکر مي کرديد به يک سوال نبايد باعث شود نظر شما منفي گردد.خيلي از پاسخ ها خود باعث سوال ديگري مي شوند و مهم اين است که شما در آن زمان بتوانيد به خوبي و البته صادقانه گفتگو کنيد.

سوالات کلي براي شروع خوب است اما خيلي تعيين کننده نيست زيرا سوال کلي جواب کلي هم دارد و به شناخت بيشتر کمک نمي کند.

بعضي از سوالاتي که در زير آمده در صورت آشنايي قبلي با فرد براي مثال فاميل بودن نيازي به پرسيده شدن ندارد و برخي براي شما حائز اهميت نيست .پس سوالات زير را به عنوان چند پيشنهاد مطالعه بفرمائيد.

- بيوگرافي خوتان را بگوئيد:(سن ، تحصيلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعيت  پدر و مادر، خواهر و برادر ها، اين که چندمين فرزند خانواده است . ) 

- علت اينکه تصميم به ازدواج گرفتيد چيست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگي يا نياز شخصي)

- در زندگي چه هدفي را دنبال مي کنيد؟ چند تا از سر فصل هاي مهم در آينده تان چيست؟(براي مثال گرفتن بورسيه،موفقيت در زمينه ي ورزش و..)

- چه ملاک هايي براي خوشبختي داريد؟

- مسائل اقتصادي همسر و خانواده ي او چقدر برايتان مهم است؟

-بعد از ازدواج چقدر مايل به ارتباط با خانواده ي همسرتان هستيد؟

-دوست داريد همسرتان با خانواده ي شما تا چه حد صميمي باشد؟

-در تصميم گيري ها اهل مشورت هستيد؟

-آيا خانواده و دوستانتان در تصميماتتان دخيل هستد؟ در آينده  همسرتان چطور؟

-اگر اختلاف نظري بين همسر و خانواده تان ايجاد شد ،چگونه آنرا رفع مي کنيد؟

-خانواده ي خود را سنتي مي دانيد يا مدرن؟ مي خواهيد چطور خانواده اي تشکيل دهيد؟

-نظرتان راجع به مرد سالاري و زن سالاري چيست؟

-تکليف مديريت خانه چه مي شود؟

-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتيجه نرسيديم ، چه کسي نظر آخر را بدهد؟

-چه عقيده اي در باره ي مديريت اقتصادي خانه داريد؟

-تعريف تان از صرفه جويي چيست؟

-چقدر اهل پس انداز هستيد؟

-چقدر دوست داريد صاحب فرزند شويد؟

-در تربيت فرزندان ، چقدر اختيارات را به همسرتان واگذار مي کنيد؟

همسر

-تا چه حد به اعتقادات مذهبي پايبند هستيد؟

-از نظر ديگران فرد مذهبي هستيد؟

-تعريفتان از حجاب چيست؟( چادر ،مانتوي پوشيده ،چادر ملي ،بلوز و شلوار و روسري و ..)

-در رفتار با نامحرم چه روشي داريد؟

-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار مي کنيد؟

-از همسرتان تو قع داريد چگونه رفتار کند؟

 

-با کار کردن خانم ها موافقيد؟ چه نوع کاري؟ (مخصوص خانم ها)     

-  دوست داريد در آينده شاغل باشيد؟ (مخصوص آقايان)

-آيا همسرتان بايد براي هر کاري از شما اجازه بگيرد؟

-اهل مطالعه هستيد يا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتي؟

-آيا فيلم ديدن را دوست داريد؟ زيباترين فيلم هايي که تا کنون ديده ايد ،کدامند؟

-رابطه تان با دنياي مجازي و اينترنت چگونه است؟

-اگر اهل استفاده از اينترنت هستيد، بيشتر به سراغ چه موضوعات و سايت هايي مي رويد؟

-با چت کردن چه ميانه اي داريد؟

-تا به حال به چه کارهايي اشتغال داشتيد؟

-از کاري که مي کنيد ،راضي هستيد؟

-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟

حتما راجع به خط مشي سياسي و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنيد و از او سوالات کاملي بپرسيد چون ممکن است در آينده به مناسبت هاي مختلف ، اختلاف عقيده ي سياسي ديگر شرايط زندگي تان را تحت تاثير قرار دهد.

-با جشن عروسي موافقيد؟ تا چه حد موافق خرج کردن براي مراسم هستيد؟

-آيا در باره ي مهريه نظر خاصي داريد؟

-رسم و رسوم خاصي هست که  خانواده تان برايشان خيلي مهم باشد؟

-چه نوع تفريحاتي را دوست داريد؟

- بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد مي کنيد؟

- دوست داريد همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد يا نه ؟

اين ها بخشي از اطلاعاتي است که ما از همسر آينده مان نياز داريم اما همه ي آن نيست. تحقيق ،مشاوره مي تواند بسيار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعي کنيد بهترين انتخاب را داشته باشيد زيرا هرچند دين ما در صورت اختلاف امکان جدايي را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدري زياد است که بهرين راه پيشگيري از طلاق با انتخاب صحيح است.

خوش بخت و موفق باشيد.

یه داستان واقعی از مهریه

نیمه گمشده

پسرو دختر صحبتاشون رو زده بودند و به توافق نهایی رسیده بودند و حالا نوبت بزرگترا بود كه به ادامه ماجرا بپردازند. همه بزرگای فامیل جمع شده بودند و با هم قرار مرار هاشون رو می ذاشتند. تا اینكه صحبت رسید سر مهریه.

خلاصه هر كی یه چیزی می گفت. 250 تا؟ نه سیصد. پونصد. هر كی به مزاج خودش صحبت می كرد تا اینكه رسید به جایی كه سر پنجاه تا سكه پدر عروس و دوماد داشتند چونه می زدند. معمولا اینجور وقتا صحبتها هم یكم بالا می گیره و هیچ كی از موضع خودش كوتاه نمیاد. بازار چونه زدن سر پنجاه تا مهریه گرم بود تا اینكه یكی گفت اصلا از خود عروس خانم بپرسید ببینید نظرش چیه هرچی گفت همون بشه.

بله

رفتن عروس خانوم رو آوردن وسط مجلس و ازش سوال كردند كه یه پاسخ غیر منتظره ازش شنیدند. عروس خانم فرمودند مهریه من نباید زیاد باشه و حداكثر114 تا !!!

تا اینو گفت همه خشكشون زد مخصوصا پدر عروس كه مهریه رو بالا گرفته بود و همچنین ناراحت شده بود كه  این حرف خود عروس خانم نیست و بهش یاد دادند ولی اینطور نبود.

عروس خانم با معرفتی كه داشت می دونست مهریه چیزی نیست كه خوشبختی بیاره و این وصلت با همون مهریه به نسبت پایین انجام شد.

واقعا باعث تعجبه الان مهریه تو ازدواجهای فامیلی هم خیلی سخت باهاش برخورد میشه و به نوع بسیار وخیمی به چشم و هم چشمی تبدیل شده . واقعا دلم می گیره ازین موضوع كه خیلیها مهریه رو به نوعی ارزش دختر می دونن!!!

بااین ماجرا همه به عروس خانم تبریك گفتند و خیلی خوشحال بودن ازین ماجرا.

 

خدا معرفت همه مارو زیاد كنه.