ازدواج با عدم آگاهی جنسی

ازدواج با عدم آگاهی جنسی

آگاهی زناشویی

رابطه جنسی زن و شوهر، یک معیار سنج است و فراز و نشیبهای روابط  میان زوجین را نشان می دهد. این ارتباط مظهر زندگی آنهاست. درباره رابطه جنسی در زندگی زناشویی، مطالب زیادی نوشته شده است و درباره آن زیاد صحبت شده  اما به نظر می رسد که آموزش درستی در این زمینه به زوجین داده نشده است. این رابطه در عین اینکه بخش کمی از زندگی زناشویی را در بر می گیرد اما بخش مهمی از زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد که در مورد آن سوتفاهمهای زیادی پیش آمده است. مقدار زیادی از این مشکل ناشی از تفاوتهای زیادی است که در این زمینه میان زن و مرد وجود دارد و زوجین باید بیاموزند که این تفاوتها را شناخته و به این تفاوتها احترام بگذارند.

ازدواج با عدم آگاهی جنسی

اگر چه در طی سالهای اخیر حرکتهای وسیعی در حیطه مشاوره های جنسی قبل از ازدواج و آموزشهای مفید برای زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند شکل گرفته است، اما اغلب مردان و زنان بدون آمادگی لازم در این زمینه، وارد زندگی مشترک می شوند. البته مردان احساس می کنند که آمادگی زیادی دارند ، اما آماده بودن برای ارتباط جنسی و آماده بودن برای محبت و عشق ورزی دو موضوع متفاوت است، زیرا مردان به راحتی می توانند تجربه یک رابطه زناشویی موفقیت آمیز را تجربه کنند در حالی که عکس این موضوع برای زنان صادق است. مردان اغلب با این فرض که اطلاعات زیادی در مورد رابطه زناشویی دارند، وارد زندگی مشترک می شوند. مردان دوست ندارند بی اطلاع و ناتوان به نظر برسند و این در حالی است که بسیاری از زنان نیز از اینکه در مورد خواسته های خود در رابطه زناشویی صحبت کنند، احساس ناراحتی می کنند و بنابراین هرگز همسرشان را از این موضوع آگاه نمی کنند. برخی زنان برقراری رابطه جنسی را به عنوان وظیفه در نظر می گیرند و در نتیجه این ارتباط را تجربه ای ناخوشایند می یابند، زیرا اطلاعات صحیحی از نیازها و مسایل مربوط به جنسیت شان ندارند و نمی توانند به همسرشان کمک کنند تا به سازگاری جنسی برسند. علت اصلی ناسازگاری جنسی زوجین در عدم اطلاع آنان و نادیده گرفتن نیازهایشان است.

برخی زنان برقراری رابطه جنسی را به عنوان وظیفه در نظر می گیرند و در نتیجه این ارتباط را تجربه ای ناخوشایند می یابند.

از طرف دیگر مردانی قرار می گیرند که در ازدواج هیچ ارتباط جنسی ندارند و یا ارتباطشان بسیار کم است. این مشکل بیشتر در مردانی مشاهده می شود که در بیرون از منزل بیش از حد کار می کنند و فعالیتهای جسمی یا فکری شان بسیار طاقت فرساست در نتیجه در این دسته از مردان تمایل کمتری برای برقراری رابطه جنسی مشاهده می شود. این مردان از یک طرف نیازهای همسرشان را نادیده می گیرند و از طرف دیگر همسرشان را سرزنش می کنند، اما مقصر اصلی در این میان ناسازگاری جنسی است که لازم است از طریق تلاشهای هر دو طرف بهبود یابد نه فقط زن.

در زندگی زناشویی، رسیدن به ارضای جنسی باید برای هر دو طرف  باشد اما ازآنجاییکه اطلاعات زوجین دراین زمینه بسیار محدود است و مردان برای شناخت نیازهای همسر خود تلاشی نمی کنند .

 از طرف دیگر زنان(به خصوص در فرهنگ ما ایرانیان) در مورد خواسته های خود صحبت نمی کنند، بدین ترتیب تا زمانی که زوجین در مورد کیفیت رابطه جنسی به یک زبان مشترک و مورد توافق یکدیگر نرسند، نیازهای هر یک از آنها ارضا نشده با قی می ماند.

آگاهی زناشویی

چگونگی بدست آوردن سازگاری جنسی

به دست آوردن سازگاری جنسی شامل دو گام مهم است:

1- بر ناآگاهی تان غلبه کنید. زن و شوهر باید از تمایلات و پاسخ دهی جنسی خود و همسرشان آگاه باشند.

2- نحوه درک خود از مسایل جنسی را برای یکدیگر تشریح کنید. گاهی اوقات هر یک از طرفین ادراک نادرستی در مورد این موضوع  دارند. صحبت کردن در این مورد می تواند بسیاری از باورها و برداشتهای نادرست را رفع کند.

راه حل نهایی چیست؟

در حالی که مشکلات جنسی موجب بروز تنش و ناخشنودی در اغلب ازدواجها می شود، این مشکلات بسیار راحت تر از آنچه تصورش را کنید قابل حل است و در اغلب موارد حل آن فقط  نیاز به یادگیری دارد. برای حل چنین مشکلاتی، زوجین مایلند بدانند باید چه نکاتی را بیاموزند و با یکدیگر تمرین کنند تا موجب احساس رضایت هر دو طرف شود. در ادامه به این پیشنهادات توجه کنید:

1- حل مشکلات جنسی تا حد زیادی به چگونگی برخورد خودتان با مشکل بستگی دارد. برای مثال، می توانید به اتفاق یکدیگر کتابهای آموزشی مربوط به یادگیری این دسته از مهارتها را مطالعه کنید.

2- اگر مشکل جنسی اساسی دارید ممکن است نیاز باشد با متخصصان ذی ربط  در این رشته صحبت کنید. درمانهای زناشویی می تواند به خوبی در حل مشکلتان به شما کمک کند. می توانید برای نتیجه گیری بهترابتدا کتابهای مربوط به این موضوعات را مطالعه کنید تا بعد بتوانید مشکلاتتان را هوشمندانه تر برای درمانگر توضیح دهید و کمک های لازم جهت رفع مشکلاتتان را دریافت کنید.

منابع تکمیلی:

هارلی، ویلارد اف. حسینی و آرام نیا(مترجمین). نیازهای مردان نیازهای زنان. انتشارات نسل نو اندیش. 1387.

کرک، هاوتون و همکاران. قاسم زاده، حبیب الله(مترجم). رفتار درمانی شناختی. انتشارات ارجمند. 1385.

کارلسون، جان. فیروزبخت، مهرداد(مترجم). برای زن و شوهر ها وقت زندگی بهتر رسیده. انتشارات دانژه. 1387.

خودآزمایی ازدواج(طنز)

خودآزمایی ازدواج(طنز)

ازدواج

اگر به سوالات زیر پاسخ درست بدهید یعنی شما درک صحیحی از مراسم ازدواج و حواشی آن دارید و می‏توانید برای مزدوج شدن اقدام کنید:

1- چرا زن‏ها مهریه می‏گیرند و مردها مهریه می‏دهند؟

الف- چون عدالت رعایت شود!

ب- ای آقا! حالا کی داده کی گرفته؟

ج- چون آقای داماد دست از پا خطانکنه

2- به هدیه خانواده عروس به اطرافیان داماد چه می‏گویند؟

الف- خلعتی

ب- جارخته

ج- جارفته 

3- خانواده عروس در شب حنابندان در جواب شعر «حنا حنا آوردیم، دختر تونو بردیم» چه می‏کنند؟

الف- می‏گویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمی‏دیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.

ب- با دست خود علامت خاصی را نشان می‏دهند.

ج- زبان درازی می‏کنند.

د- می‏گویند «نوش جونتون»

4- از بیت «امشب چه شبیست شب مراد است امشب... بادابادا مبارک بادا» چه نتیجه‏ای می‏گیریم؟

الف- اسم داماد «مراد» است.

ب- مبارک باید بدود.

ج- شنیدن این شعر برای بچه‏ها مناسب نیست.

5- چرا به هدیه سر عقد داماد به عروس «زیر لفظی» می‏گویند؟

الف- «چون زیر میزی» نمی‏شد بگویند.

ب- چون «عروس گول زنک» نمی‏شد بگویند.

ج- چون کادو را زیر زبان عروس می‏گذارند 

6- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار می‏شود، چه می‏گویند؟

الف- مادر زن سلام 

 ب- مادر زن بای بای

ج- خرید عروسی  

د- خرج و مهر برون!

7- در بیت «باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود» چه چیزی باید باز شود؟

الف – تمام کمد ها و کابینت های منزل عروس  

ب- کادوهای فامیل

ج- بخت دخترهای  فامیل که همین شعر را دارند جیغ می‏زنند!

8- جای خالی را پر کنید و برداشت خود را از این شعر بگویید:

چرا ... ندادین؟ کنار دریا ندادین؟

الف- قلیون، داماد ... بوده

ب- ویلا، ماشاالله رو که رو نیست!

ج- اس ام اس، مهمان‏ها سر زده از شمال اومدن

9- پدر عروس شب عروسی جلوی در تالار چه کار می‏کند؟

الف- بشکن می‏زند.

ب- شاباش جمع می‏کند.

ج- مراقب است داماد فرار نکند.

 

منبع : آهنگ زندگی - باتغییر

درمان علمی اختلافات زناشویی

درمان علمی اختلافات زناشویی

پرنده

قبل از هر اقدام ،موقعیت‌های مسئله ساز و معنایی را که برای هر یک از آنها در نظر می‌گیرید پیدا کنید . فرض کنید همسرتان با لحن تند صحبت می‌کند، و فکر اتوماتیک شما می‌تواند این باشد که «همسرم از من خشنود نیست» .به خصوص باید مراقب باشید که هراس یا سوءظن پنهان خود را پیدا کنید. مثلاً، «آیا خطایی مرتکب شده‌ام؟» یا «آیا قصد توهین به مرا دارد؟» حالا به زنجیره واکنش زیر توجه کنید: آیا مرتکب اشتباه شده‌ام؟ (اضطراب) همسرم حق ندارد با من بلند صحبت کند. (عصبانیت) رفتار همسرم دوستانه نیست. همسرم پر از تنفر است. دشمنی را دوست دارد. زندگی را به کام من تلخ می‌کند. نمی‌توانم تحمل کنم. ازدواج ما شکست خورده است. دیگر روی خوشبختی را نخواهم دید. در برابر گرایش طبیعی قبول این افکار که به ظاهر درست و منطقی می‌‌رسند مقاومت کنید. در آنها دقیق شوید، مدرک و شاهدی بیابید و بعد به نشانه‌های ضد آنها توجه کنید و به جستجوی توضیحات منطقی‌تر بروید.

با تسلیم شدن و تن دادن به این وسوسه‌ها، تفسیر اشتباه خود را اعتبار می‌بخشید.

مثلاً، با حمله متقابل فرض را بر خطا کار بودن همسر خود می‌گذارید، و آنگاه با این فرض اشتباه برای واکنش کیفری خود دلیل توجیه کننده می‌تراشید. ممکن است تفسیر منفی در ذهن شما ماندگار شود.اینکه در برخورد با همسرمان عصبی نشویم نه همیشه عملی است و نه حتی ‌امکان پذیر. شدت عصبانیت در بعضی از اشخاص بقدری است که می‌خواهند هر طور شده آنرا ابراز کنند. در این شرایط، بهتراست با تمرین مراحل زیر افکار خود را باز سازی کنید تا بتوانید بر رفتارتان کنترل داشته باشید.

همسران

می‌توانید با توجه به راهنمایی زیر، از درست بودن یا نبودن توجیه خود آگاه شوید. می‌توانید با مطالعه دقیق راهنما، به وجود خطاهای شناختی و از جمله آنها تعمیم مبالغه‌آمیز، تفکر هیچ یا همه چیز، یا ذهن خوانی پی ببرید. استفاده از اصول شناخت درمانی برای داشتن زندگی مشترک بهتر مستلزم  طی مراحلی است. برای عبور از هر مرحله به تمرین و ممارست احتیاج دارید.

مرحله 1: واکنش‌های احساسی را با افکار اتوماتیک ارتباط دهید

هدف اصلی در این مرحله، شناخت واکنش احساسی ناخوشایند، ارتباط دادن آن به یک حادثه، و آنگاه یافتن رابطه‌ی است که آنها را به هم مرتبط می‌سازد (فکر اتوماتیک). با آنکه به ظاهر می‌توان توجیه کرد که زنی به خاطر دیر آمدن شوهرش عصبانی یا نگران شود، این خود حادثه نیست که کیفیت احساسی زن را مشخص می‌کند. بلکه مهم تفسیری است که او برای حادثه در نظر می‌گیرد. در این موقعیت خود با توجه به معنایی که برای حادثه در نظر می‌گیرد، احساس‌های متفاوتی پیدا می‌کند. ممکن است زنی از دیر آمدن شوهرش خوشحال شود زیرا می‌بیند در فرصتی که بدست آمده می‌تواند بیشتر به کارهای شخصی خود برسد.

با آنکه ممکن است افکار اتوماتیک شما به ظاهر موجه به نظر برسند، اما به احتمال زیاد در برخورد با واقعیت مورد تایید قرار نمی‏گیرند.

مرحله 2: از قدرت تصور برای شناخت افکار استفاده کنید.

می‌توانید احساسات و افکار اتوماتیک را نه تنها پس از بروز حادثه، بلکه در تصور و تخیل تجربه کنید. مثلاً صحنه زیر را تا جایی که می‌توانید بطور زنده در برابر چشمانتان مجسم و آنگاه احساسات و افکار ذهنتان را یادداشت کنید. تمام مدت روز در شهر گرفتار بوده‌اید. با همسرتان قرار دارید که ساعت پنج بعدازظهر در تقاطعی شما را سوار کند. سر وقت در محل حاضر می‌شوید، اما اثری از همسرتان نیست. دقایقی را به انتظار می‌گذرانید، اما از همسرتان خبری نمی‌شود. مرتب به ساعت نگاه می‌کنید: 5، 10: 5، 15: 5، 20: 5.

حالا، پس از آنکه صحنه را بطور کامل در نظرتان مجسم نمودید واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را روی برگه جداگانه بنویسید.

افکار اتوماتیک (تفسیر)                                       واکنش احساسی

1-                                                                           1-

2-                                                                           2-

اشخاصی که این نمایشنامه را در برابر چشمانتان به تصویر کشیدند افکار و احساسات متفاوتی پیدا می کنند از جمله،  احتمالاً حادثه ناگواری اتفاق افتاده است، داستان‌ تنهایی من است، ... حالا اگر موافقید به خواندن نمایشنامه ادامه دهیم: دوباره به ساعت نگاه می‌کنید. پنج و بیست و پنج دقیقه است. لحظه‌ای بعد، اتومبیلی از گوشه خیابان پیدا می‌شود. همسر شماست. در حالیکه تبسمی بر لب دارد می‌گوید: «عزیزم به کلی فراموش کردم که باید تو را سوار کنم... داشتم به آرایشگاه می‌رفتم که یادم افتاد.»حالا با خواندن این بخش از نمایشنامه واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را روی برگه جداگانه‌ای یادداشت نمایید.

افکار اتوماتیک                                                          واکنش احساسی

1-                                                                            1-

2-                                                                            2-

بسیاری از زوج‌ها در این مرحله از تمرین عصبانی می‌شوند و افکاری نظیر «چه آدم بی‌خیالی است» از ذهنشان عبور می‌کند. اگر دقت کنید، شناسایی واکنش‌ها آنقدر دشوار نیست. در زندگی واقعی، ممکن است همین افکار از ذهن شما عبور کنند اما چون سرعت گذر آنها بسیار زیاد است و شما به خاطر عصبانیت زیاد متوجه نمی‌شوید. ممکن است در همان لحظه متوجه آنها نگردید.

همسران

مرحله 3: شناخت افکار اتوماتیک را تمرین کنید

با مرور تفکرات خود می‌توانید افکار اتوماتیکی را که از افق آگاهی شما عبور می‌کند پیدا کنید. این پیام‌های درونی واکنش‌های احساسی نظیر عصبانیت یا امیالی نظیر میل حمله به همسر را در شما ایجاد می‌کند. آنگاه در ظاهر آرامشی برقرار می‌شود، در حالیکه احساس یا میل همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. اما اغلب مردم به افکاری که آن حادثه را به احساسات و امیال آنها ربط می‌دهد توجه نمی‌کنند. می‌توانید از احوال ذهن خود مطلع شوید و به کنه ذهنیت خود پی ببرید. با این بینش می‌توانید بجای تبعیت از احساسات خود بر آن مسلط گردید. می‌توانید بر شرایط زندگی زناشویی خود حاکم شوید و زمام امور آن را بدست گیرید. البته شناخت افکار اتوماتیک به تنهایی کافی نیست. اما با این شناخت می‌توانید احساسات خود را تعدیل کنید و در نتیجه با مسئله اصلی برخورد معقولانه‌تری داشته باشید. تمرین شناخت افکار اتوماتیک اقدام بسیار مهمی است. کافیست قلم و کاغذی کنار خود داشته باشید و وقتی در برخورد با همسر یا هر شخص دیگری احساس ناخوشایندی پیدا می‌کنید، ماجرای را به طور خلاصه یادداشت کنید. با استفاده از جدول دو ستونی واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را یادداشت کنید.

به عنوان مثال می توان  جدول زیر را تهیه کرد:

حادثه                                                        فکر                                           واکنش احساسی

تام با سرعت زیاد  رانندگی می‌کند.           اگر تصادف کنیم چه می‌شود؟            عصبیت

مرحله 4: بازبینی کنید

اگر در حالت ناراحتی نتوانستید افکار اتوماتیک خود را به آن شکل که در مرحله 3 عنوان گردید مشخص نمایید، حادثه را به آن شکل که وجود داشته در ذهنتان زنده کنید. سعی کنید با طرح این سوال مهم که «از ذهن من چه می‌گذرد؟» فکر اتوماتیک جاری در ذهنتان را پیدا کنید.

مرحله 5: افکار اتوماتیک خود را مورد سوال قرار دهید.

اغلب واکنش‏های احساسی ما با حادثه- به‏خصوص در ازدواج- بی‏تناسب هستند. برای اطلاع از اینکه آیا افکار اتوماتیک شما شکل مبالغه یا بی‏تناسب دارند، باید آنها را از بوته آزمایش بگذرانید. با آنکه ممکن است افکار اتوماتیک شما به ظاهر موجه به نظر برسند، اما به احتمال زیاد در برخورد با واقعیت مورد تایید قرار نمی‏گیرند. برای اطمینان از اعتبار آنها از خود بپرسید:  چه دلایلی برخلاف نظریه من وجود دارد؟ آیا می‏توانم با استناد به رفتار همسرم درباره  نیت او قضاوت کنیم؟

 آیا دلیل دیگری برای توضیح وجود ندارد؟ به فرض که همسرم عصبانی باشد، آیا می‏توانم نتیجه بگیرم که: همسرم مرا دوست ندارد یا همیشه رفتار غیردوستانه‏ای دارد؟  آیا واقعا همسرم همیشه با من این برخورد را دارد؟

مرحله‏ 6: استفاده از واکنش‏های منطقی

وقتی برگه افکار اتوماتیک را تکمیل کردید، یاد می گیرید که نسبت به افکار اتوماتیک خود واکنش نشان دهید، و در برخورد با این افکار پاسخ‏های منطقی پیدا کنید.

برگرفته از کتاب " عشق هرگز کافی نیست" با تلخیص

برنامه ريزي موفق زير يک سقف

برنامه ريزي موفق زير يک سقف

همسر

برنامه‌ريزي يكي از شاخصه‌هاي موفقيت در هر زمينه‌اي است، شايد براي همين مي‌گويند هيچ موفقيتي اتفاقي نيست چرا كه براي آن برنامه‌ريزي شده و بي‌حساب و كتاب نبوده است. زندگي مشترك نيز براي آنكه به موفقيت و خوشبختي منتهي شود بايد با برنامه‌ريزي پيش رود. حال براي آن كه بتوانيم براي زندگي مشترك برنامه‌ريزي كنيم بايد شرايطي را فراهم سازيم تا اين برنامه‌ريزي به نتيجه برسد، چه بسا برنامه‌ريزي‌هايي كه به خاطر رعايت نكردن اصول بدون نتيجه مانده و به انجام نرسيده است.

برنامه‌ريزي‌هاي كلي و بلند مدت

برنامه‌ريزي كلي و بلند مدت به برنامه‌ريزي‌هايي در زندگي اشاره دارد كه اولا به كليات زندگي مربوط مي‌شوند نه جزئيات و ثانيا زمانبر و معمولا برنامه‌ريزي‌هاي چند ساله‌اند مثل برنامه‌ريزي‌هاي مالي يا كاري بلند مدت و يا مثلا برنامه‌ريزي براي اين‌كه چند سال ديگر بچه دار شويد و....

مسائلي كه در اين نوع برنامه‌ريزي‌ها لازم است رعايت كنيد اين است كه در ابتدا بيش از حد بلند پروازانه و يا بدبينانه برنامه‌ريزي نكنيد. گاهي كمي ريسك كردن در زندگي لازم است. شما مي‌توانيد در برنامه‌ريزي هم كمي ريسك كنيد، مثلا اگر در 2 سال آينده درآمد شما قرار است. 20 ميليون تومان باشد، قرار نيست روي 40 ميليون تومان برنامه‌ريزي كنيد اما مي‌توانيد روي 25  ميليون برنامه مالي خود را بريزيد تا اولا انگيزه بيشتري براي پيشرفت و پس‌انداز پيدا كنيد ثانيا هدفتان آنقدر دست نيافتني نباشد كه نااميد شويد و در وسط راه برنامه‌ريزي را رها كنيد. گاهي افراد آنقدر برنامه‌ريزي خود را بدبينانه و آسان در نظر مي‌گيرند كه بدون هيچ تلاش و برنامه‌ريزي نيز به همان هدف مي‌رسيدند. برنامه‌ريزي خود را كمي سخت‌تر و خوش‌بينانه‌تر انجام دهيد تا از همه تلاشتان استفاده كنيد نه تنها بخشي از توانايي‌تان.

برنامه‌ريزي يعني راهي براي درست تلاش كردن به سمت هدف يعني مسيري كوتاه تر و مستقيم‌تر به هدف و در نظر گرفتن همه جوانب امر در نتيجه اين برنامه‌ريزي بايد بر تلاش شما بيافزايد و نتيجه را نزديك تر كند.

توانايي خود و همسرتان را در برنامه‌ريزي‌ها و تعيين هدف‌ها در نظر بگيريد و به همان اندازه برنامه‌ريزي كنيد.

نكته ديگر اين كه برنامه‌ريزي بلند مدت را به برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه مدت تقسيم كنيد يعني اگر هدف شما قرار است مثلا سه ساله تامين شود شما براي خود هدف‌هاي ماهانه و سالانه در راستاي هدف بلند مدتتان تعيين كنيد و براي آنها برنامه‌ريزي كنيد تا برنامه‌ريزي بلند مدت برايتان راحت‌تر باشد.

دقيق برنامه‌ريزي كنيد. اگر كمي بيشتر براي برنامه‌ريزي‌هاي بلند مدت، وقت و هزينه بگذاريد بهتر از آن است كه به نتيجه نرسند. با افراد خبره در مورد هدفتان مشورت كنيد و از آنها كمك بخواهيد تا يك برنامه‌ريزي حساب شده براي رسيدن هرچه سريع تر و مطمئن‌تر به هدفتان بريزيد.

نكته بعدي در ارتباط با برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت اين است كه از اين شاخه به آن شاخه نپريد. اگر هدفي را انتخاب كرديد و براي آن برنامه‌ريزي دقيق كرده ايد ديگر آن را تغيير ندهيد البته منظور ما تغييرات جزئي در برنامه‌ريزي نيست چرا كه مخصوصا در برنامه‌ريزي‌هاي بلندمدت تغييرات كوچك اجتناب ناپذيرند بلكه منظور عوض كردن كلي برنامه‌ريزي و هدف است كه باعث عقب افتادن شما از برنامه‌ريزي‌‌تان مي‌شود و وقت را از دست مي‌دهيد.

در راه رسيدن به هدفتان تلاش كنيد و برنامه‌ريزي‌تان را زير پا نگذاريد و طبق آن پيش برويد تا به نتيجه برسيد. حتي برنامه‌ريزي‌هاي كوتاه‌مدت‌تان را در راستاي هدف‌هاي بلند مدت جدي بگيريد و مهم بدانيد.

به همسرتان در راه رسيدن به اهداف بلند مدت و برنامه‌ريزي‌هاي آن كمك كنيد و نگذاريد در اثر خستگي‌هاي لحظه‌اي اين برنامه‌ريزي را به هم بزند و بعد پشيمان شود. با مهرباني و دلسوزي كنار همسر خود باشيد و در راه رسيدن به هدف‌هاي والا و بزرگ همديگر را همراهي كنيد.

گاهي با همسرتان راجع به اهداف و برنامه‌ريزي‌ها گفتگو كنيد و به وقتي كه به اهدافتان رسيده ايد بينديشيد. اين كار شما را در راه رسيدن به اهدافتان و عمل به برنامه‌ريزي تان مصمم تر مي‌كند.

همسر

برنامه‌ريزي‌هاي جزئي و كوتاه مدت

اين برنامه‌ريزي‌ها همانطور كه پيداست مربوط به مسائل كم اهميت تر و جزئي تر زندگي است. اما جالب اينجاست كه بدانيد اين برنامه‌ريزي‌ها بيشتر باعث اختلاف نظر و جر و بحث همسران با هم مي‌شود. مثلا مردي كه بدون برنامه‌ريزي و هماهنگي با همسرش مهمان دعوت مي‌كند و يا زني كه بدون برنامه‌ريزي مالي تمام حقوق همسرش را خريد مي‌كند باعث مي‌شوند كه همسرانشان را ناراحت و گاهي عصباني كنند. براي اين‌كه اين اتفاق نيفتد كافيست موارد زير را در نظر بگيريد.

1- با همسر خود مشورت كنيد. اگر مي‌خواهيد كاري انجام دهيد حتما با همسرتان در ميان بگذاريد و با هم براي آن برنامه‌ريزي كنيد و يا دست كم همسرتان را در جريان برنامه‌ريزي خود حتي براي كارهاي جزئي قراردهيد.

2- همسرتان را به موقع در جريان برنامه‌ريزي خود قرار دهيد نه وقتي كه كار از كار گذشته است و شما برنامه‌ريزي‌تان را كرده‌ايد، تا اگر او نيز نقطه نظري در برنامه‌ريزي داشت، اعمال كنيد. مثلا اگر قصد داريد مهماني دعوت كنيد قبل از دعوت به همسرتان بگوييد و نظر او را هم بخواهيد.

3- با زماندهي مناسب و بدون عجله برنامه‌ريزي كنيد تا به هدف خود به نحو احسنت برسيد.

4- حتي براي برنامه‌ريزي‌هاي جزئي هم آينده نگر باشيد و همه جوانب را بسنجيد.

برنامه‌ريزي‌هاي شخصي در زندگي مشترك

شايد شما بخواهيد براي خود يك برنامه‌ريزي شخصي داشته باشيد، مثلا درستان را ادامه دهيد و يا كار و حرفه‌اي را پيش بگيريد و....

وقتي زندگي مشتركتان را آغاز مي‌كنيد به معني آن نيست كه برنامه‌ريزي‌هاي شخصي و هدف‌هاي شخصي‌تان را كنار بگذاريد بلكه بايد با همفكري و مشورت همسرتان آنها را به انجام برسانيد.

در برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان هميشه همسرتان را هم در نظر داشته باشيد تا اين برنامه‌ها خودخواهانه ريخته نشوند و به همسرتان آسيبي وارد نشود. اگر در زندگي مشترك هر كس بخواهد بدون در نظر گرفتن همسرش به برنامه‌ريزي‌ها و اهداف شخصي خود برسد ديگر زندگي مشترك معني پيدا نمي‌كند.

شايد مجبور شويد براي اين‌كه زندگي مشتركتان حفظ شود و به وظايفتان در زندگي عمل كنيد بعضي از اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي تان را به تعويق بيندازيد اما در ازاي آن مي‌توانيد به اهداف مشتركتان بها دهيد تا در آينده فرصت بيشتري براي اهداف و برنامه‌ريزي‌هاي شخصي‌تان داشته باشيد.

برنامه‌ريزي در زندگي مشترك اگر با توافق و مشورت زن و شوهر انجام گيرد و دقيق و اصولي باشد در هر زمينه‌اي به موفقيت مي‌انجامد اما اگر خودسرانه و بي حساب صورت گيرد ممكن است دردسرساز نيز باشد پس از برنامه‌ريزي‌هاي دو نفره در زندگي مشتركتان لذت ببريد و نتيجه مثبت آن را شاهد باشيد.

منبع :چهار ديواري

ازدواج عاشقانه و رضایت از زندگی

ازدواج عاشقانه و رضایت از زندگی

ازدواج

به چه شرطی ازدواج به رضایت از زندگی می انجامد؟

ما در موقعیت‌های گوناگون زندگی روزمرّه، عواطف و هیجانات فراوان و متفاوتی را تجربه می‌کنیم که تا حدّ زیادی بر تصمیم‌گیری‌ها، اَعمال و افکار ما تأثیر می‌گذارند؛ امّا از آن جا که بشر متمدّن امروز، سعی دارد رفتار خود را بیشتر به تعقّل و تفکّر نسبت دهد ، بنا بر این ، ارزش کمتری برای عواطف بشری قائل است. گویی عواطف، در کل موجودیت و هستی انسان، در مرتبه پایین‌تری از عقل قرار دارد، گرچه به لحاظ تکاملی، قبل از این که انسانِ به ظاهر منطقی و متفکّر امروز وجود داشته باشد ، عواطف و هیجانات ، برای میلیون‌ها سال در سازگاری اجداد ما با شرایط محیط ، نقش بسیار مهمّی داشته‌اند و هنوز هم بشر، بدون عاطفه، احساس پوچی می‌کند؛ چرا که بسیاری از مفاهیم زیباشناختی، از عواطف بشر سرچشمه می‌گیرند و گذشته از این، هیجانات، در ادامه بقای ما نقش کلیدی دارند.


ازدواج، نمونه بارزی است از تبادل هیجان‌ها و عواطف مثبت انسانی نسبت به انسان دیگر که در صورت موفقیت حالتی از شادکامی یا همان رضایت از زندگی است.

شناخت هیجانات، رمز کامروایی و ناکامی

متأسّفانه امروزه انسان، از نقش هیجانات خود ـ‌که عامل بسیار مهمی در انگیزش و رفتار هستندـ، آگاهی کمی دارد. ما برای بیان بسیاری از عواطف خود، دچار فقر کلامی هستیم و واژه توصیف‌کننده حالت خود را نمی‌دانیم. این حالت، منجر به فقر ارتباطی بین همسران نیز می‌شود. شادکامی و سلامت ذهنی، در برگیرنده احساسات مثبتی مانند: لذّت، آرامش، حسّ جریان داشتن و شیفتگی در زندگی است.

ازدواج می‌تواند عواطف مثبت را در زندگی مشترک، جاری و تقویت کند. عواطف مثبت، سه دسته‌اند:

۱. آنهایی که به گذشته مربوط هستند.

۲. آنهایی که به زمان حال تعلّق دارند.

۳. آنچه به آینده مربوط است.

عواطف مثبت مربوط به گذشته، شامل: رضایت خاطر، خرسندی، کامیابی و حسّ سرافرازی می‌شود. خوش‌بینی، امید، ایمان و اطمینان نیز عواطف اصلی مربوط به آینده‌اند؛ امّا عواطف مثبت مربوط به زمان حال، دو طبقه متمایز: لذّات زودگذر و کامروایی پایدار را تشکیل می‌دهند. لذّات زودگذر، از کانال‌های حسّی به دست می‌آیند، مانند: احساسات ناشی از روابط جنسی، بوهای خوش و مزه‌های مطبوع.


تحقّق اهداف عملی زندگی زناشویی و هدف های عاطفی هر یک از همسران ، مستلزم روحیه همکاری در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، تقسیم منطقی کار و اجرای مؤثّر آن است.

ازدواج، حرکتی بین هیجانات مثبت و منفی

نظر به این که ازدواج، پیوندی عاطفی است، می‌توان عواطف مثبت و منفی را در فرایند آن، تجربه کرد. یعنی آمیزه‌ای از شادکامی و تلخ‌کامی. ازدواج، ظرفیت‌های درونی بسیاری دارد تا بتواند عواطف مثبت را در فرایند زندگی و شدن، به ظهور برساند و آنها را تقویت کند.

امّا واقعیت، آن است که زندگی، آمیزه‌ای از شادی‌ها و ناراحتی‌هاست. زوج‌هایی موفّق‌اند که درصد شادکامی‌شان بیش از شکست‌هایشان باشد. با توجّه به تغییر و تحوّلات دهه‌های اخیر، نگرش نسبت به خانواده و سازمان آن، متحوّل گردیده و نیاز به یادگیری مهارت‌های جدید ، احساس می‌شود.

ازدواج

 داشتن ارتباط سالم و در عین حال طولانی با همسر، کارِ دشواری است و نیازمند برقراری تعادل و توازن میان زن و شوهر است؛ زیرا کشش از هر سو بسیار نیرومند است: از یک سو می‌خواهیم جدا و مستقل باشیم و از حقوق فردی خود به بهترین وجه، بهره‌مند شویم و از سوی دیگر، به برقراری ارتباط و دوستی با همسر، شدیداً نیازمندیم و ناچار، باید یا به گروه دوستان و یا خانواده تعلّق داشته باشیم.

 هنگامی که زوج‌ها، تعادل بین این دو کشش را از دست بدهند، مشکلات زندگی‌شان آغاز خواهد شد و از شادکامی، فاصله می‌گیرند.

نداشتن مهارت‌های لازم و طرز تلقّی‌های مناسب ، روابط زن و شوهر را با مشکل رو به رو می‌سازد، در حالی که اگر قرار باشد زن و شوهر، به هدف‌های عملی زندگی زناشویی (انجام دادن وظایف روزمرّه، اداره خانواده، اداره امور مالی، تربیت فرزندان و...) و هدف‌های عاطفی خود ، جامه عمل بپوشانند ، به آن دو، نیاز مبرم دارند. تحقّق این اهداف، مستلزم روحیه همکاری در برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری، تقسیم منطقی کار و اجرای مؤثّر آن است.

ازدواج، اگر می‌خواهد همراه با شادکامی باشد، باید با عشق همراه باشد.

از طرفی ازدواج، در مرتبه دوم اهمیت است و آنچه بیش از خودِ ازدواج اهمیت دارد ، عشق است. ازدواج، اگر می‌خواهد همراه با شادکامی باشد، باید با عشق همراه باشد.اگر افراد تنها بنا بر مصلحت های گوناگون در کنار هم زندگی کنند ،زندگی شان خشک و بی روح بوده و شادکامی طرفین را همراه ندارد.

ازدواج‌های امروزی، بیشتر با پیش‌فرض‌ها و تعصّبات گوناگونی درباره موضوعات عاطفی و فعّالیت‌های زندگی انجام می‌گیرند که به مرور زمان، به کشمکش‌ها و اختلافات اساسی در زندگی می‌انجامند و در نهایت نیز شاید طلاق، تنها چاره کار باشد.برای اینکه دچار این مشکلات نشوید و خدایی نکرده ناامید از داشتن رابطه ی زناشویی موفق نباشید ،در مقاله ی بعد با ما باشید تا راهکارهایی برای ایجاد «حس رضایت از زندگی زناشویی» را بیان کنیم.

منبع : حدیث زندگی - با تغییر

قطع رابطه با خانواده همسر

قطع رابطه با خانواده همسر

گل

دختر و پسرى كه از كودكى در دامن خانواده اى رشد یافته است، نمى تواند و نباید خانواده خود را به راحتى و سادگى فراموش كند. احساسات و عواطف هر فرد در مورد خانواده اش، حتى اگر خاطراتى ناخوشایند نیز داشته باشد ، ریشه دار و عمیق است.

از آنجا كه دل بستگى دخترها به خانواده خود و نیازشان به دیدار خانواده بیشتر است، دل تنگى و غمگینى در دخترانى كه پس از ازدواج ناچار به ترك بستگان و شهر خود هستند ، بیشتر بروز مى كند. از این رو، زن و شوهرى كه ازدواج مى كنند، نباید چنین انتظارى از یكدیگر داشته باشند كه با افراد خانواده خود قطع رابطه كنند و یا در این مورد اعتراضى داشته باشند و یا چنین تلقّى شود كه رابطه هر كدام با خانواده خود دلیلى بر بى مهرى و بى توجهى او به همسرش است. البته میزان این روابط باید به گونه اى باشد كه خللى به روند زندگى زناشویى زن و شوهر وارد نسازد و موجب غفلت و یا كوتاهى از انجام وظایف زندگى مشترك نشود.

در صورت امكان، بهتر است كه زن و شوهر به اتفاق همدیگر با خانواده هاى خود رفت و آمد داشته باشد ، اگرچه از نظر روانى لازم است كه گه گاه زن و شوهر به تنهایى با خانواده هاى خود معاشرت كنند و به گفتوگوهاى خصوصى و خانوادگى بپردازند.مسئولیت تنظیم روابط و رفتار مناسب و درست زن و شوهر با دو خانواده بر عهده فرزند آن خانواده است كه نقش مهمى در ایجاد رابطه اى صمیمى و دوستانه بین همسر و خانواده خود دارد و شخص اوست كه باید به گونه اى رفتار كند كه محبت و صمیمیت بیشترى بین آن ها برقرار شود.


ذكر نكات مثبت همسر در زندگى مشترك و مطرح نكردن نكات منفى و كشمكش هاى زندگى خصوصى با خانواده خود ، از نكات بسیار مهم است.

باید توجه داشت كه زن و شوهر اگر اختلاف سلیقه و یا برداشت هایى از خانواده دیگرى دارند ، بهتر است تا حد امكان از بیان آن خوددارى كنند ، چرا كه هیچ فردى به سادگى نمى تواند انتقادات دیگران را نسبت به افراد خانواده خود بپذیرد و بعضى از انتقادها باعث بروز واكنش هاى عصبى مى گردد كه همراه با مقاومت هاى روانى است و یا موجب ابراز انتقاد و عیب جویى متقابل از خانواده دیگرى خواهد شد ، مگر در بعضى موارد كه انتقاد و یا گله به گونه اى ملایم بیان شود و همسر او انسانى منطقى باشد. البته نمى توان پذیرفت كه هر انتقاد و یا گله شوهر و یا زن از خانواده دیگرى مى تواند درست و صحیح باشد ، بلكه این احتمال وجود دارد كه این انتقاد ناشى از سوءتفاهم ها و یا اختلاف فرهنگ دو خانواده باشد.


زن و شوهر باید به گونه اى با خانواده هاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و یا گله از همسرشان باز دارد. دو خانواده نیز نباید چنین تصور كنند كه مانند گذشته مى توانند و یا باید از جزئى ترین مسائل زندگى مشترك و زناشویى فرزندشان آگاه شوند و یا به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند.

زن و شوهر باید به گونه اى با خانواده هاى خود رفتار كنند كه آنان را از ابراز انتقاد و یا گله از همسرشان باز دارد. دو خانواده نیز نباید چنین تصور كنند كه مانند گذشته مى توانند و یا باید از جزئى ترین مسائل زندگى مشترك و زناشویى فرزندشان آگاه شوند و یا به خود اجازه دهند كه در زندگى مشترك فرزندشان دخالت كنند. آن ها باید این حقیقت را بپذیرند كه فرزندانشان حق دارند و باید با مشورت و تفاهم در مورد زندگى شان تصمیم گیرى كنند و به همین دلیل، اصلاح زندگى آن ها در این است كه بسیارى از روابط خصوصى و چگونگى روش زندگى شان را پنهان نگه دارند.

قطع رابطه یك طرفه و یا دو طرفه با خانواده ها موجب بروز خلأ عاطفى خواهد شد كه نه تنها زن و شوهر را تحت تأثیر قرار خواهد داد، بلكه بر نوه ها نیز از جهات روانى و اجتماعى تأثیر خواهد گذاشت. آن ها نیاز دارند كه با خانواده هاى پدر و مادر خود در ارتباط باشند، و گرنه آنان نیز احساس كمبود عاطفى خواهند كرد.

منبع :مجله علمی-تخصصی معرفت

همدل و همراه ،تا ته دنيا

همدل و همراه ،تا ته دنيا

همسر

بين يکي شدن با همسرتان در حالي که هويت و شخصيت اصلي خود را حفظ مي کنيد ، خط باريک و ظريفي وجود دارد. اين مسأله، موضوع چالش برانگيزي است . خصوصاً اگر تازه به زندگي مشترک وارد شده ايد.

شايد بپرسيد: « منظور از يکي شدن چيست و چگونه من و همسرم مي توانيم اين کار را انجام دهيم؟»

يکي شدن نياز به تلاش و ممارست دارد. اين مساله نمي تواند سريع رخ دهد اما با تلاش و تعقل مي تواند اتفاق افتد.

براي زوج هاي جوان تجربه درجه اي از پشيماني در ابتداي ازدواج ، امري متداول است ، تغيير ناگهاني که پس از پايان ماه عسل ايجاد مي شود يکي از سنگين ترين لحظات زندگي است. بسياري از زوج هاي جوان، اين لحظات را مثل «ريخته شدن آب سرد روي صورتشان» توصيف مي کنند. برخي هم آن را به صورت هاي زير بيان مي کنند:

«من احساس مي کنم در سياره ديگري هستم و مي خواهم به خانه خودم برگردم.»

«من دلم براي کارهايي که دوست دارم انجام دهم تنگ شده است.»

جمله اي که اغلب مشاوران ازدواج مي شنوند اين است که زوجين بيان مي کنند که «اگر دو نفر تبديل به يکي شوند، اين بدان معناست که من به عنوان يک شخص ناپديد خواهم شد؛ پس قضيه را فراموش کن!»

اگر شما هم اين گونه فکر مي کنيد تصور نکنيد که تنها هستيد يا موقعيت نااميد کننده اي داريد. بسياري از زوج هاي ديگر نيز چنين تصوري دارند. نقل قولي که در ادامه آمده، نشان دهنده اين حقيقت است که تغيير شرايط از دوران مجردي به متاهلي اغلب مشکل است.

«من تصور مي کنم سختي هاي زيادي که در هماهنگ کردن دو زندگي با هم وجود دارد شبيه به حرکت کردن در جهت مخالف طوفان و يافتن يک جاي امن و آرام است.»

بسياري از زوج ها از چگونگي ترکيب دو شخصيت و هماهنگ شدن خواسته ها، آرزوها و روياهايشان با يکديگر، متعجب هستند و آن را عقلاني نمي پندارند بلکه معتقدند که ازدواج و ايجاد هماهنگي بين دو نفر مربوط به روح بوده و خداوند در آن دخيل است.

تغيير و تحول از مرحله مجردي (با آزادي هاي خاص خود) به متاهلي ( با تعهدات ويژه آن) مي تواند در طرفين احساس عصبانيت يا ضرر و زيان را ايجاد کند. اما مي توان با آن کنار آمد.اين احساسات طبيعي هستند.

وقتي ما از دوران مجردي به متاهلي گام مي نهيم، احساس زيان مي کنيم. حس از دست دادن چيزي، احساس ناخوشايندي در ما ايجاد مي کند. اما همين که در رابطه خود با شخصي که با او پيمان بسته ايم رشد و پيشرفت مي کنيم غم و اندوه به شادي، رضايت و خرسندي تبديل مي شود.

در ازدواج بايد به جاي خودخواهي شخصي، احساس نزديکي و وحدت با طرف مقابل داشت و تا حدودي تمايلات شخصي را به خاطر ديگري زير پا بگذاريم. در اين حالت تمامي احساسات ناخوشايند جاي خود را به شادي و نشاط مي دهد.

ايجاد يگانگي و وحدت، نياز به تلاش زيادي دارد اما ارزش اين همه سعي و تلاش را دارد. اگر با چالش هاي «با هم بودن» دست و پنجه نرم مي کنيد چند پيشنهاد ساده زير مي تواند به شما کمک کند.

همسر

1- به ياد بياوريد که خداوند شما دو نفر را براي يک دليل و هدف خاص در کنار هم قرار داده است و اين که شما يکديگر را پيدا کرده ايد تصادفي نيست. او خواسته، شما يک روح باشيد در دو بدن و به يکديگر عشق بورزيد و تا زمان مرگ در کنار هم باقي بمانيد.

 2- طريقه فکر کردن خود را تغيير دهيد. شما هنوز هم يک فرد مستقل هستيد اما در کنار فردي ديگري زندگي کنيد. پس بايد طرز فکر خود را تغيير دهيد. چرا که اکنون تنها به خود تعلق نداريد و نبايد مثل فردي مجرد رفتار کنيد. با تغيير طرز فکر خود ، نوع احساسات خود را نيز مي توانيد تغيير دهيد. مثل فردي متاهل فکر کنيد؛ در اين حالت همين گونه نيز احساس خواهيد کرد.

3- سعي کنيد روي اشتباهات همسرخود تمرکز نکنيد و با تغيير خود شروع به افزايش يگانگي و همدلي با او کنيد 

4- از ديگران ياد بگيريد. از زوج هاي موفقي که در اطرافتان مي شناسيد راز و رمز موفقيت شان را جويا شويد. ببينيد آنها چه عادات و رفتاري داشته اند که چنين ازدواجي هاي موفقي را تجربه کرده اند.

در رابطه زناشويي، بيش از هر چيز سعي کنيد سرگرمي هاي مشترکي را ايجاد کند و وقت زيادي را با هم و در کنار يکديگر بگذرانيد. همدلي و همراهي باعث ايجاد حس آرامش در طرفين خواهد شد و هدف اصلي ازدواج نيز رسيدن به همين ساحل آرامش است.

 

منبع : چهار ديواري

اشتباهات روز های اول ازدواج

اشتباهات روز های اول ازدواج

۱۰اشتباه زوج‏های جوان

ازدواج

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه می‏شوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول می‏تواند به شما کمک کند که مانع بروز آنها شوید در این مقاله فهرستی از 10 اشتباه زوح‏های جوان و نکاتی درباره نحوه رویارویی با آنها آورده شده است و در مقاله ی بعد 10 اشتباه دیگر را بررسی خواهیم کرد.

۱- به دوران پس از ازدواج فکر نمی‏کنید.

بعضی از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج می شوند که متوجه نمی شوند در گیر چه مسایلی شده اند. شما متاهل شده اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچار هستید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه های جشن و بازتاب آن -از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان- لذت ببرید ، اما تمام مدت تصویر بزرگتری را در ذهن داشته باشید.

شما به این دلیل با همسر خود ازواج کرده اید که دوستش داشتید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید.

۲- سعی می‏کنید همسرتان را تغییر دهید.

به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده اید که عاشقش بوده اید. اگر این طور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرزی چشمگیر تغییر نمی کنند پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هایی که با دیگران دارد و نه علی رغم آنها، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می کند.

 

۳- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز می‏کنید.

اگر تا این لحظه به رابطه ی شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را  بهبود بخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می کند ، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می شود همسرتان است که احساس می کند بین شما گیر افتاده است.

 

۴- در مشاجرات اجازه می‏دهید احساسات شما پیروز شوند.

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی کند. گفت و گوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید ، زندگی تان را به مخاطره می اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است – از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش های درمانی – انجام دهید.

زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.

۵- از بحث های سنگین اجتناب می‏کنید.

هیچ کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه های ممکن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش بینی نشده ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده اید، چاره ای جز صحبت درباه این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نا دیده نگیرید. زندگی تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست .درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ تر را داشته باشید.

ازدواج

۶- بر سر مسایلی بیهوده دعوا می‏کنید.

هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می کند – از باز گذاشتن سر خمیر دندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در- که در نظر دیگران بی معنی است. بحث های خود را برای مسایل مهم تری نگه دارید. این دلخوری ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش شانس بدانید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

۷- حسادت می‏ورزید.

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می شود که تصور می کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای رابطه سم است.

۸-  مثل دوران تجرد خود رفتار می‏کنید.

اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بوده اید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می دانید درست و غلط چیست. پس کار درست را انجام دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد.

۹- غرور را به زندگی مشترک خود راه می‏دهید.

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترکشان انجام نمی‏دهد. او اجازه می دهد غرور و روش های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کنید و رابطه شما به نتیجه برسد. باید ملایم تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

۱۰-  اوقات بسیار کمی را در کنار یکدیگر سپری می‏کنید.

باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.

منبع : موفقیت - با تلخیص

طلاق می گیریم اما زندگی می کنیم

طلاق می گیریم اما زندگی می کنیم

طلاق

 ازدواج امری مقدس در اسلام است و برای انجام آن بسیار سفارش شده است،‌ زوج‌های جوان علاوه بر اینكه برا ی انتخاب همسر دارای مشكلات فراوانی هستند با مشكلات مالی و اقتصادی زیادی هم برای برگزاری مراسم عروسی مواجهند تا خاطره یك شب به یادماندنی را در دفتر تاریخ زندگی شان ثبت كنند.

البته گفتنی است كه همیشه هم لحظات بر وفق مراد این افراد نیست ، چرا كه بعد از گذشتن از مشكلات برای رسیدن به آرامش ودرست لحظه‌ای ‌ای كه زوج جوان احساس می كند خوشبخت‌ترین زوج دنیا است ،‌ با آنچه كه در واقعیت می بیند كاملاً متفاوت است.

برای از بین رفتن خیلی از سوء تفاهم ها در زندگی خیلی از زوج‌های جوان غرور خود را زیر پا می‌گذارند و در مقابل همسرشان گذشت می‌كنند كه البته این كار در همه مراحل و برای مقابله با همه مشكلات كارساز نیست. از این‌جاست كه مشاجره‌ها و بحث ها آغاز می‌شود و تازه متأهلین تلاش می‌كنند جو را بهتر كنند و گاهی هم از والدین و یا دوستان كمك می‌گیرند.

در بسیاری از موارد اگر میانجی‌گری توسط شخصی صورت گیرد كه با عدالت بین زوج جوان رفتار كند ممكن است خیلی از مسائل حل شود ولی نكته اینجاست كه طرفین برای خود افرادی را به عنوان واسطه قرار می‌دهند كه حرف و سخن او را به طور منطقی برای دیگری بیان كند.

جوانان در شرف ازدواج ، زمانی كه باید با عقل و استدلال دست به انتخاب بزنند و همسری را انتخاب كنند كه بتوانند با وی یك عمر را در آرامش زندگی كنند ، فقط به شباهت‌های ظاهری توجه كرده و چون در این دوران احساسات بر منطق تقریباً حاكم است فرد بدرستی نمی‌تواند تصمیم بگیرد و با وجود عدم سنخیت در بسیاری از موارد خیلی از مسائل و مشكلات را جدی نگرفته و حل بسیاری از مشكلات را به بعد از ازدواج موكول می كنند ، درحالی كه بعد از ازدواج ممكن است راه حل ها به مشاجره ‌های طولانی تبدیل شود.


واگذاری مشكلات به گذر زمان شاید در بسیاری از موارد با نتیجه همراه باشد ولی همیشه هم نباید با بی‌اهمیت جلوه دادن مسئله‌ای حل آن را به گذشت زمان موكول كرد.

یکی از دوستان در این باره می‌گوید: درست است كه آمارها عدم تفاهم بین زوجین،‌ فقر و بیكاری را از مهمترین عوامل طلاق‌ بیان كرده است ولی قطع روابطه عاطفی و در واقع طلاق عاطفی كه در خیلی از خانواده‌ها وجود دارد را نباید دست كم گرفت.

 

بسیاری از زوج‌ها با هم زندگی می‌كنند ولی از درون هم خبر ندارند ،در واقع قطع روابط عاطفی و عشقی كه به تدریح بین زوجین صورت می گیرد می‌تواند از عوامل پنهان و ناگفته بسیاری از زوجها برای درخواست طلاق‌ها باشد.

از بین رفتن بسیاری از ارزش‌ها در خانواده‌ها از جمله احترام به یكدیگر به خصوص برای زوجین در مقابل فرزندان از عوامل مهم تنش در خانواده است كه ‌می‌تواند به مشاجره‌های طولانی و طلاق تبدیل شود.

محمد حسین پناهی مدیرگروه مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی در خصوص " طلاق های روانی " كه در این نوع طلاق زن و شوهر با هم زندگی می‌كنند ولی نسبت به هم هیچگونه تعهد و مسئولیتی ندارند ،‌ گفت: بسیاری از زنان با شوهران خود به گونه‌ای زندگی می‌كنند كه گویی هیچ مشكلی با هم ندارند ولی در واقع رشته عاطفی بین این دو نیست كه آنها را به هم وصل كند.

منبع : فارس

سه راز از راز های خوشبختی

سه راز از راز های خوشبختی

چند ساعتی با تو

همسر

 بعید می دانم زن و شوهری باشند که «طابق النعل بالنعل» تمام افکارشان عین یکدیگر باشد. من که سراغ ندارم شما چطور؟

این به این معنی نیست که تمام همسران، صبح تا شام با یکدیگر درگیرند بلکه دو فکر و دو سلیقه نمی توانند صد در صد با هم مطابق باشند ، بله اگر اختلاف ، بین زن و شوهر عمیق شود و این اختلاف ناشی از مشکلات جسمی ، جنسی و یا روحی ، روانی طرفین باشد و درمان نشود .حتماً آن خانه رو به خرابی می نهد و همچنین ، اختلاف هایی که ناشی از هوسرانی، تجمل گرایی، زیاده طلبی، توقعات بیجای طرفین از یکدیگر و ... باشد و چاره ای برای آن نیندیشند و از حد بگذرد ، آن نیز موجب اخلال در زندگی زناشویی شده و خانمان سوز می شود.

خوشا به حال آن همسرانی که از یکدیگر درس می آموزند ، نکته سنجند و اهل انصاف، به دیده اغماض و بخشش ، لغزش های یکدیگر را می نگرند و می گذرند و در زندگی یار و غمخوار یکدیگرند.

من هم دوستدارم از آنان باشم و چه بسا چنین نیز باشد ، اما حیف که سیگنال های ارتباطی را کند درک می کنم و آنوقت گاهی کمی دیر است.

و امروز هم روزی مثل همه روزها، کمی قبل از طلوع آفتاب  تعامل و دیالوگ آغاز می شود. در همان ابتداء چیزی می گویم!

پاسخ می آید اسب پیش کشی را دندان نمی شمرند.

برنمی تابم ؛  کسی گزاف می گوید و یاوه می سراید چرا که منم رئیس خانه!!!

پاسخ می دهم : چرا در گنجه بازه چرا.......... و بهانه می جویم .

***

دوستان در این داستان که سر تا ته آن در سه دقیقه اتفاق افتاده ، نکته هایی است جالب توجه که اگر به آن عنایت شود ، رفته رفته بسیاری از مشکلات گشوده خواهد شد و راه برای زندگی آرام و گرم هموارتر می گردد .

سپاس گزاری

به طور مثال اگر برنامه زندگی بر اساس سپاسگزاری طرفین از یکدیگر باشد ، چه بسا مشکلات پیدا و پنهان حل شود ،در حدیث شریف مشهور آمده است: آنکه سپاسگزار آفریدگان نباشد. حتماً سپاسگزار آفریدگار نخواهد بود و همچنین آیه  شریفه می فرماید: اگر سپاسگزار بودید ، بخشش های خود را بر شما افزون سازم ، اما اگر ناسپاسی کردید ، بدانید که شکنجه من هر آینه دردناک است (سوره ابراهیم آیه 7).


آنکه سپاسگزار آفریدگان نباشد. حتماً سپاسگزار آفریدگار نخواهد بود.

جالب است بدانید در خصوص سپاسگزاری از منعم بیش از  50 مورد در قرآن کریم یافت می شود ، که نشانگر اهمیت بحث سپاسگزاری است.

و امام خمینی (ره) نیز  در کتاب شرح حدیث جنود عقل و جهل می فرماید : بدان كه از فطریاتى كه در فطرت همه عائله (خانواده) بشرى به قلم قدرت حق ثبت ، و همه با هم در آن موافق و مشتركند ، تعظیم منعم و ثناى او است ، و هر كس به فطرت پاک و خالص خود رجوع كند ، در مى یابد كه تعظیم و محبت منعم در كتاب ذاتش ثابت و ثبت است .

تمام ثناها و تعظیم هائى كه اهل دنیا از صاحبان نعمت و موالیان دنیایی خود كنند ، به همین فطرت الهیه است . تمام تعظیم ها و ثناهایی كه متعلمان از دانشمندان و معلمان كنند نیز از این فطرت است .

و اگر كسى كفران نعمتى كند یا ترك ثناى منعمى نماید ، با تكلف و برخلاف فطرت الهیه است ، و خروج از غریزه و طبیعت انسانیت است . و لهذا به حسب فطرت ، كافران نعمت را نوع بشر تكذیب و تعییب (معیوب می دارند) كنند ، و از غریزه ذاتیه انسانیه خارج شمارند ، اینها كه مذكور شد ، راجع به شكر منعم مطلق - حقیقى و مجازى – بود.

همانگونه که ملاحظه فرمودید خصلت سپاسگزاری از واجبات فطری انسان است  و ناسپاسی نسبت به منعم حقیقی که همان خدای بزرگ است و  ناسپاسی نسبت به منعم مجازی که  افراد بشر را شامل می شود ، کفر اعظم است و اصغر.  

فروتنی

نکته دیگر که در این دیالوگ چند دقیقه ای بود ، بحث فروتنی و تواضع در مقابل تکبر است.

درست است که تکبر از صفات خدای بزرگ است. لیکن تکبر در بندگان عیب است و نقص ، و از صفات رذیله به شمار می آید ، شیطان که رانده درگاه الهی است و عبادت شش هزار ساله او در مقابل اغوای بشر گویا به هیچ انگاشته شد به جهت لحظاتی تکبر در مقابل فرمان خدای بزرگ بود ، بنابراین چنانچه این رذیله از هر کس ظهور و بروز نماید فرومایگی او را نمایان سازد ، پس اهل خانه باید نسبت به یکدیگر فروتن باشند تا بستر زندگی به سنگینی نگراید و کاشانه سبک و راهوار باشد.

معنای این کلام این نیست که اعضاء خانه، حرمت پدر نگه ندارند و مادر را عزیز نشمارند ، بلکه باید همان گونه که قرآن در سوره اسرا آیه 23  می فرماید: « ك مترین اهانتى به آنها (پدر و مادر) روا مدارند ! و بر آنها فریاد مزنند‏! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگویند » و باید پدر و مادر عزیز باشند و محترم ، بنابراین نباید با پدر و مادر با درشتی سخن گفت و آنان را آزرد .

لیک پدران و مادران نیز باید نیک بدانند : مشک آن است که خود ببوید ، نه آنکه عطار بگوید.

نظم

مطلب سومی که در این تعامل چند دقیقه ای خود نمایی می کند بحث نظم است، کراراً شنیده اید که امیرالمومنین علی علیه السلام همواره به نظم توصیه می فرمودند و جمله « اوصیکم عبادالله بتقوی الله و نظم امرکم»  پیامی است که حتماً آویزه گوشتان خواهد بود و جالب است بدانید که توصیه های اهل بیت عصمت و طهارت در بسیاری از فرمایش های آنان حاکی از نظم حتی در هماهنگی بین زندگی مادی و معنوی بوده است به طور مثال امام صادق می فرمایند :من برنامه زندگی ام را بر چهار چیز بنا نهاده ام اول آنکه دانستم خود باید به کار خویش رسیدگی نمایم پس آستین همت بالا زدم ، تا چنین باشم و دوم آنکه دانستم خدای بزرگ در همه حال شاهد بر امور من است پس از حضور خدای بزرگ شرم داشتم و سوم آنکه دانستم روزیم را  غیر از خویش کسی نمی خورد  بنابراین اطمینان برایم حاصل شد تا دیگر طمع نورزم و چهارم اینکه دانستم پایان زندگی مرگ است بنابراین چنان رفتار کردم که همیشه آماده بودم  تا به دیار جاوید بشتابم .

پس باید دانست که با نظم راه ها هموار می شود و مشکلات آسان می گرد پس دوست عزیز  نظم را سر لوحه زندگی خویش قرار ده تا سربلند ترین ها و موفقترین ها باشی.

منبع : تبیان ـ با تلخیص محسن