برای خوشبختی ، طاقت بیار!

برای خوشبختی ، طاقت بیار!


تعریف بهداشت روان

بهداشت روان علمی است برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی که تمام زوایای زندگی از اوّلین لحظات حیات جنینی تا مرگ اعم از زندگی داخل رحمی, نوزادی, کودکی تا نوجوانی, بزرگسالی و پیری را در بر می‌گیرد. بهداشت روان، دانش و هنری است که به افراد کمک می‌کند تا با ایجاد روش هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری نموده و راه حل های مطلوب تری را برای حل مشکلاتشان انتخاب نمایند.

بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یاعوامل فردی، تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدید آن بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

از طرف دیگر داشتن برخی از ویژگی های فردی از قبیل اعتماد به نفس، حمایتهای اجتماعی و خانوادگی، توانایی در حل مساله، توانایی برقراری رابطه با نزدیکان و صحبت کردن در مورد مشکلات ، سخت رویی، تاب آوری و... جز ویژگی هایی است که اگر افراد برخوردار از آنها باشند می توانند در موقعیتهای پر استرس با موفقیت بیرون آمده و حتی از این شرایط سخت و بغرنج دستاوردهای مفیدی نیز کسب کنند.
تاب آوری از جمله این ویژگی های بسیار مهم است که می تواند در بالابردن سطح بهداشت روانی افراد تاثیر بسزایی داشته باشد.

تاب آوری از جمله این ویژگی های بسیار مهم است که می تواند در بالابردن سطح بهداشت روانی افراد تاثیر بسزایی داشته باشد. در ادامه به توضیح بیشتری در مورد این ویژگی می پردازیم:
تاب آوری چیست؟

تاب آوری ظرفیت بازگشتن از دشواری پایدار و ادامه دار ،و توانایی در ترمیم خویشتن است این ظرفیت انسان می تواند باعث شود تا او پیروزمندانه از رویدادهای ناگوار بگذرد و علیرغم قرار گرفتن در معرض تنش های شدید شایستگی اجتماعی، تحصیلی و شغلی او ارتقاء یابد .

تاب آوری نوعی ویژگی است که از فردی به فردی دیگر متفاوت است و می تواند به مرور زمان رشد کند یا کاهش یابد و براساس خود اصلاح گری فکری و عملی انسان در روند آزمون و خطای زندگی شکل می گیرد .

در بررسی های به عمل آمده بر روی كودكانی كه در شرایط پر خطر ( خانواده های از هم گسیخته، اعتیاد، فقر، سوء رفتار با كودك، محله های جرم خیز و...) مشاهده شده ، بالغ بر 30 درصد این افراد ( چند برابر افراد عادی ) در آینده ، شرایط نابسامانی پیدا كردند، اما حداقل بین 50 تا 70 درصد نوجوانان پرورش یافته در چنین شرایطی نه تنها تحت تاثیر قرار نگرفتند، بلكه توان اجتماعی خود را بهبود بخشیده و به زندگی موفقی ( حتی بالاتر از افراد عادی ) دست یافتند، چنین افرادی را تاب آور می نامند.

با توجه به مطالبی که عنوان شد شاید این سوال نیز به ذهن شما خطور کرده باشد که افراد تاب آور، دارای چه ویژگی های منحصر به فردی هستند که نحوه زندگی کردن و رویارویی آنها با شرایط دشوار زندگی از دیگران متمایز است و موجب شده که در شرایط مساوی با دیگران، از سطح زندگی بالاتر و موفقیت آمیزتری برخوردار شوند؟ پاسخ سوال شما در ادامه عنوان شده است:
ویژگی های افراد تاب آور

1- احساس ارزشمندی : پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند،‌ و احترام قایل شدن برای خود و توانایی هایشان. بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آنها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آنها. علاوه بر آن سعی می کنند که این نارسایی ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی ها کنار می آیند.

2- مهارت در حل مسئله : افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه حلهای مختلف درباره یک موقعیت یا مساله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشكلات شخصی و پیدا کردن راه حل های فوری و راهبردهای دراز مدت برای حل و فصل مشكلاتی كه به آسانی و سریع حل نمی شوند را دارا هستند .



3- کفایت اجتماعی : این دسته از افراد مهارت های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند.آنها می توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می توانند با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم ها می توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می زنید می توانند خوب گوش می دهند و خودشان را جای شما می گذارند. در ضمن آنها طیف وسیعی از مهارت ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارتهای گفتگو، جراتمندی و گوش دادن ، آمادگی برای گوش دادن به دیگران واحترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است را دارا هستند.

4- خوش بینی : اعتقاد راسخ به اینكه آینده می تواند بهتر باشد ،‌ احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می توانند زندگی و آینده خود را كنترل كنند و موانع احتمالی نمی تواند آنها را متوقف سازد.

5- همدلی : تاب آورها دارای توانایی برقراری رابطه توام با احترام متقابل با دیگران هستند كه موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه ها و نهادهای اجتماعی می شود.
نقش محیط در تاب آوری

علاوه بر ویژگی های فردی که در مورد تاب آوری بیان شد، ذکر این مطلب مهم به نظر می رسد که برخی از مولفه های محیطی در رشد و پرورش افراد تاب آور موثر هستند. این ویژگی ها عبارتند از:

1. روابط حمایت گر و توام با توجه و وجود شبكه ای از افراد كه از یکدیگر حمایت می كنند

2. معیارها و انتظارات بالا اما معقول خانواده و جامعه در مورد رفتار فرد

3. ایجاد فرصت مشارکت در فعالیتهای اجتماعی توسط والدین برای فرزندان

در آخر ذکر این مطلب ضروری به نظر میرسد که تاب آوری فقط داشتن فهرستی از ویژگی ها نیست بلکه یک فرایند است که در زندگی واقعی تاب آفرینی نامیده می شود. همه انسانها دارای توانایی ذاتی برای تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه رفتاری اکتسابی و یادگیرانه است. برخی از ویژگی ها ی تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می تواند به دست بیاورد اما بعضی دیگر فقط با پرورش آنان در محیطی تاب آفرین ( مانند خانه و مدرسه ) به دست می آید بنابراین به شما خواننده عزیز توصیه می شود که برای بهبود سطح کیفی بهداشت روانی بخود به این موارد توجه داشته باشید:

در رویارویی با عوامل تنش زا به نقاط قوت افراد، خانواده ، مدرسه ، محیط و جامعه توجه شود یعنی در برابر موقعیتهای مختلفی که برای شما پیش می آید به جای اینکه به نقاط ضعف و ناتوانایی های خود تمرکز داشته باشید به فرآیند حل مساله بپردازید یعنی به تعریف دقیق مشکل یا مشکلات پرداخته تا دقیقاً بدانید مشکلات فعلی شما چه چیزهایی هستند وبتوانید هر کدام رادر یک سطر توضیح دهید.

سپس به اولویت بندی مشکلات پرداخته و بدانید کدام مشکلات مهم تر یا فوری تر هستند و باید تا دیر نشده فکری به حالش بکنید و کدام مشکلات مزمن تر یا بی اهمیت تر هستند. سپس برای حل مشکل فکر کنید و هر راه حلی رابه ذهنتان می رسد یادداشت کنید. از ساده ترین و خنده دارترین گرفته تامعقول ترین راه حل ها، همه رافهرست کنید و در مرحله بعد به اولویت بندی راه حل ها بپردازید و به راه حل هایی که در اختیار دارید امتیاز مثبت و منفی بدهید وآنها رابراساس بیشترین نمره ای که می گیرند، اولویت بندی کنید.

نامه محرمانه برای همسرم!

نامه محرمانه برای همسرم!

نامه

سلام همسر عزیزم!

مدتیه دلم می خواد باهات حرف بزنم ولی نمی شه...

اما از اون روزی که مریض بودم و تو با عجله خودتو رسوندی، تصمیم گرفتم برات نامه بنویسم.

وقتی کنار تختم نشستی و دستتو به صورتم کشیدی و زیر لب دعا می خوندی چه احساس خوبی داشتم...

نمی دونی چه لذتی داشت اون موقعی که یک اسکناس از جیبت درآوردی و یه چیزایی بهش خوندی و اونو زیر بالشم گذاشتی...

دیگه احساس می کردم هرچی درد داشتم از تنم بیرون رفته ...

دلم می خواست همیشه مریض باشم وقتی می دیدم اینطوری عشقت و نثارم می کنی...

ولی اون نگاه مهربونت که حالا پر از نگرانی و اشک بود کلافه ام می کرد...

آخه من طاقت نگرانی و اشک تو رو ندارم...

برای همین هم هر طوری بود بلند شدم و نشستم ؛  و گفتم خوبم، من خوبم، تو نگران نباش...

البته باور کن راست می گفتم وقتی تو پیشم باشی من دیگه دردی ندارم...

اصلا یادم میره که مریضم...

اما...

وقتی آخر شب شد و تو ساعت تو نگاه کردی و ناگزیر با همون نگرانی و شایدم نگران تر از قبل با چشمای پر از اشک؛ بلند شدی که بری...

همه دردای دنیا سراغم اومد و ایندفعه دلمم پر از غم شد...

سرمو زیر پتو کردم و تا دم صبح اشک ریختم...

آخه عزیزم من دلم می خواد کنار تو باشم زیر یه سقف!

دو ساله که انتظار میکشم که بیای و دستمو بگیری و بگی دیگه امروز میریم خونه خودمون...

میدونم ؛ میدونم که تو هم دلت همینو می خواد ...

نامه

اگرم این دو سال اینهمه سختی رو تحمل کردی به خاطر عشقیه که به من داری و دلت می خواد زندگی بهتری برام بسازی ...

می دونم فکر میکنی که دستات خالیه و داری همه تلاشتو می کنی که پرشون کنی ...

اما بهترینم !

به نظر من دستای تو پر از مهر و محبت و عشق و یکرنگی و صداقته؛ که به نظر من از دنیایی ثروت بهتره...

من دیگه چیزی از تو نمی خوام ...

من اون نجابت و پاکی چشماتو با بهترین قصر دنیا عوض نمی کنم ...

مهم اینه که من و تو در کنار هم باشیم ؛ دیگه چه فرقی میکنه خونه اجاره ای ما 40 متری باشه یا 60 متری...

من و تو هر دو دانشجوییم ؛ من خوب می دونم که کار کردن در کنار درس خوندن چقدر سخته...

اما دیگه چیزی نمونده یکسال دیگه تو برای خودت آقای مهندس میشی و به امید خدا موقعیت شغلی بهتری پیدا می کنی ...

اما چرا ما تا اون روز، یکسال فرصت بودن در کنار همو از دست بدیم؟

پس بیا ... بیا زودتر زندگی مشترکمونو شروع کنیم و بعد دوتایی آینده بهتری برای خودمون بسازیم...

همسر

عزیزترینم!

باور کن من توقع زیادی ازت ندارم فقط یه اتاق می خوام که اسمش خونه من و تو باشه... همین...

تازه مطمئن باش وقتی در کنار هم باشیم؛ وقتی با هم تلاش کنیم؛ حتما زودتر و بهتر موفق میشیم...

اگه ما راضی باشیم که زندگیمونو با حداقل امکانات شروع کنیم حتما خانواده هامون هم به خواسته ما احترام می گذارن...

پس بیا همین امروز و فردا یه خونه کوچیک در حد درآمد تو اجاره کنیم و یه سفر دو روزه بریم مشهد ...

و بعد از برگشتن از پیش امام رضا ... دوتایی بریم زیر یه سقف...

و به هم قول بدیم که دست در دست هم یه زندگیه سرشار از خوشبختی بسازیم...

نه پر از پول !

ثروته من و تو دل صافو و ایمان و صداقت و عشقه...

بیا قول بدیم این ثروت  مونو در هیچ شرایطی از دست ندیم...

 

دوستدار همیشگی تو: همسرت

ازدواج دانشجویی ، خوب یا بد؟

ازدواج دانشجویی ، خوب یا بد؟

ازدواج دانشجویی

زمانی كه همدیگر را در حیاط دانشگاه دیدند، هیچ وقت فكر نمی‌كردند در یك مراسم جمعی، با دیگر هم‌كلاسی‌هایشان، بر سر سفره عقد بنشینند و پیمان زناشویی ببندند. ازدواج‌های دانشجویی چند سالی است كه برای تبلیغ ساده‌زیستی و ترویج فرهنگ ازدواج در دانشگاه‌های آزاد و دولتی رواج یافته است. اما آیا می‌توان گفت برگزاری این‌گونه جشن‌ها به ترغیب جوانان به امر ازدواج، علی‌رغم تمامی مشكلات موجود می‌انجامد؟ در این گزارش، در پی پاسخ به برخی سؤالات از نگاه دانشجویان بوده‌ایم.

محمود امیری، دانشجوی سال آخر دانشگاه تهران، هدف از برگزاری مراسم ازدواج دانشجویی را تبلیغ ساده‌زیستی می‌داند و می‌گوید: «دانشگاه زمینه مشاوره را برای دانشجویان ایجاد كرده و این مركز می‌تواند به دانشجویان در شناخت یكدیگر و ازدواج به آنها كمك كند. ما سعی كردیم كلاس‌های مشاوره‌ای برای آموزش پیش از ازدواج آنها در نظر بگیریم تا به دانشجویان كمك كند با مشكلات مواجهه بهتری داشته باشند.»

صرف خوش گذرانی در کنار یکدیگر خوشبختی آینده را تضمین نمی کند و باید به جای استفاده از چشم سر، چشم عقل را بیشتر به کار اندازیم.

از سوی دیگر، فاطمه گودرزی، از فعالان دفتر نهاد در دانشگاه‌ها و دانشجوی رشته روان‌شناسی، در خصوص سختگیری‌هایی كه در مورد روابط دختر و پسر در محیط دانشگاه صورت می‌گیرد و موجب می‌شود تا به ازدواج ختم نشود تصریح می‌كند: «سختگیری‌هایی كه در این زمینه می‌شود برای خود دانشجوست. چه بسا افراد سودجویی باشند كه بخواهند از فضا سوء استفاده كنند. این سختگیری‌ها موجب می‌شود كه آنها نتوانند از این موقعیت‌ها استفاده نامطلوب كنند. در عین حال، از طریق مركز مشاوره فضای سالمی وجود دارد تا دختر و پسر بتوانند همدیگر را بشناسند و از این طریق با خانواده‌های یكدیگر ارتباط برقرار كنند.»

ازدواج دانشجویی

از امیر صداقت كه از فعالان برگزاری جشن‌های ازدواج دانشجویی در دفتر نهاد است، در خصوص برگزاری جشن دیگری در خانواده زوجین می‌پرسیم. می‌گوید: «طبق بخشنامه، كسانی باید در این مراسم شركت كنند كه جشن ازدواج دیگری نگرفته باشند و با توجه به این موضوع، قاعدتاً نباید جشن دیگری بگیرند. به هر حال، ما از درون خانواده‌ها خبر نداریم.»

مینا رحیمی، 22 ساله و دانشجوی سال آخر رشته علوم اجتماعی دانشگاه آزاد واحد تهران شمال، هدف خود را از شركت در این جشن دریافت هدیه‌هایی كه برای زوج‌های دانشجویی در نظر گرفته شده است ذكر می‌كند و می‌گوید:« یك سكه را حتماً می‌دهند. در مورد هدایای دیگر هم صحبت‌هایی كرده‌اند،‌ اما هنوز قطعی اعلام نشده.» این دختر جوان در مورد برگزاری جشن دیگری در خانواده می‌گوید: «حتماً این كار را می‌كنم، ولی من دوست داشتم این نوع را هم تجربه كنم. اما اگر فردی وضعیت اقتصادی مناسبی نداشته باشد، می‌تواند با كمی اغماض به همین جشن اكتفا كند.»

ازدواج دانشجویی

موسوی اولین و مهم‌ترین مشكل جوانان دانشجویی را كه در آستانه ازدواجند، كار می‌داند و خاطرنشان می‌كند: «نداشتن امكانات زندگی نتیجه نداشتن كار و شغل است كه موجب مشكلات بسیاری در زندگی جوانان می‌شود.»سمیرا در مورد ازدواج‌های دانشجویی می‌گوید: «ازدواج‌های دانشجویی می‌توانند ازدواج‌های موفقی باشند، به شرطی كه منطق خاصی بر آن حاكم باشد، نه مجموعه‌ای از پیش‌فرض‌های بیهوده. در بسیاری از موارد، طرفین با فرهنگ‌ها و باورهای خود جریانی را شروع می‌كنند و بعد از مدتی می‌فهمند اشتباه كرده‌اند و نه زن می‌تواند خودش را با همسرش انطباق دهد، نه مرد حاضر است برای بهبود اوضاع تلاش كند. بعضی‌ها فكر می‌كنند در دانشگاه حتماً باید نیمه دیگرشان را پیدا كنند و برای خوشبختی، اینكه از یك رشته یا یك دانشگاه باشند كافی است. آنها حتی حاضر نیستند وقتی به شهرهای خودشان برمی‌گردند، به فرد دیگری كه دانشجو یا هم‌دانشگاهی‌شان نیست فكر كنند.»

ازدواج دانشجویی

حمیدرضا سعیدنیا، معاون دانشجویی دانشگاه آزاد، با اینكه این مراسم را نمادین می‌داند معتقد است هدف از برگزاری این‌گونه جشن‌ها برای تبریك به زوج‌های دانشجوست و در خصوص امتیاز ازدواج دانشجویی معتقد است: ‌«تجربه حضور در دانشگاه این را می‌گوید كه وقتی دو نفر در دانشگاه همدیگر را می‌بینند و با رفتارهای یكدیگر آشنا می‌شوند، بهتر مسائل را درك می‌كنند و شاید نسبت به انواع دیگر ازدواج‌ بهتر باشد.» اومی‌گوید: « ما تشكل‌های دانشجویی داریم و آنها می‌توانند در آنجا به ابراز عقیده در مورد مسائل گوناگون بپردازند، فعالیت‌های فوق برنامه انجام دهند و همدیگر را بشناسند.»

 با این حال، هنوز پرسش‌های فراوان بی‌پاسخ و مبهمی درباره تأثیرات مثبت و منفی این‌گونه ازدواج‌ها و چگونگی برگزاری جشن‌های دانشجویی وجود دارد كه مسئولان و كارشناسان فرهنگی باید به آنها پاسخ بدهند؛ پرسش‌هایی كه همواره ساده و سطحی از آن عبور كرده‌ایم. 

خطر

حالا برگزاری جشن های ازدواج داشجویی خوب باشد یا بد ، اما آیا آنچه در این میان اتفاق می افتد چقدر با ملاک های صحیح و آگاهانه همسر گزینی انجام می شود ؟ جوانانی که در محیط دانشگاه تنها از روی ظواهر و درنگاه اول شیفته هم می شوند و براین اساس ارتباط برقرار می کنند و پس از مدتی تنها به صرف جذابیتی که جنس مخالف برای آنها دارد و تنها بر پایه احساسات ، دلبسته یکدیگر می شوند، آیا می توانند شناختی منطقی داشته باشند و انتخابی آگاهانه و ماندگار نمایند؟

به جاست که در این زمینه دانا تر باشیم و با ارائه اطلاعات  به جوانان در زمینه چگونه علاقمند شدن و چه زمانی عاشق شدن، آنان را از غرق شدن در دام انتخاب های احساسی و اشتباه نجات دهیم و به آنان یاد دهیم که صرف خوش گذرانی در کنار یکدیگر خوشبختی آینده را تضمین نمی کند و باید به جای استفاده از چشم سر، چشم عقل را بیشتر به کار اندازیم و واقع بین باشیم.

مشکلات نرم افزاري ازدواج

مشکلات نرم افزاري ازدواج

تاخير در ازدواج مُد يا امتياز اجتماعي؟

همسر

 سازمان ملي جوانان در تازه‌ترين آمار خود كه اخيرا منتشر شده ازدواج را چهارمين اولويت جوانان اعلام كرده است. بر اساس نتايج بررسي‌هاي معاونت مطالعات و تحقيقات اين سازمان موضوع ازدواج با 9 درصد اهميت، در رده چهارم مهم‌ترين نگراني‌هاي جوانان ايراني قرار دارد.

 اين در حالي است كه اشتغال مناسب با 28، مسائل مالي و اقتصادي با 22 و مسائل تحصيلي و كنكور با 17 درصد اهميت درصدر فهرست دغدغه‌مندي‌هاي جوانان جاي دارند. ضمن اين‌كه تنها 7 درصد جوانان ازدواج را به عنوان بزرگ‌ترين هدف خود برشمرد‌ه‌اند. معمولا در تحليل‌هاي آماري كه از تاخير ازدواج يا افزايش تجرد در كشور ارائه مي‌شود با فرض قرار دادن ازدواج به عنوان يك دغدغه اصلي و اولويت نخست جوانان، عواملي مثل بيكاري و اشتغال، مسائل مالي، مسكن، طولاني شدن زمان تحصيل يا افزايش تجملات و بالا بودن هزينه ازدواج را به عنوان دلايل قطعي اين تاخير معرفي مي‌كنند و همواره در انواع گزارش‌هاي خبري چه در صداوسيما و چه در مطبوعات بر آنها تاكيد مي‌شود. بديهي است بخشي از مشكلات ازدواج در جامعه كنوني ما ريشه در همين نواقص و كمبودها دارد؛ اما محدود كردن عوامل اين پديده اجتماعي به برخي دلايل معين و كليشه‌اي از منظر جامعه‌شناسي اشتباه است.

تاخير ازدواج در ميان جوانان ايراني صرفا يك معضل اقتصادي اجتماعي نيست و بخشي از علل آن را بايد در تحولات فرهنگي و تغيير در سبك زندگي جستجو كرد.

به عبارت ديگر تاخير در ازدواج تنها مشكلات سخت‌افزاري ندارد و دلايل نرم‌افزاري نيز در آن دخيل است. چه بسيار جواناني كه از كمبودها و محدوديت‌هاي فوق‌الذكر برخوردار نيستند، اما تن به ازدواج نمي‌دهند.

 

تحول در ارتباطات انساني

در يك دهه گذشته شاهد توسعه روزافزون ارتباطات و تكنولوژي‌هاي نوين ارتباطي در كشورمان هستيم كه بنابه تقدير جهاني اين امر، تاثيرات ژرفي بر مناسبت‌هاي انساني و اجتماعي ما گذاشته و نظام فرهنگي ما را بشدت دگرگون كرده است. گسترش تلفن همراه، اينترنت، ماهواره و ديگر وسايل ارتباط‌جمعي و بسط آن در اقصي نقاط كشور، به شكل‌گيري يك جامعه شبكه‌اي انجاميده است كه در آن انسان‌ها بيش از گذشته به هم نزديك شده‌اند و دامنه ارتباطات انساني گسترش يافته است. اين مساله در روابط دختران و پسران در جامعه ما نيز تاثير گذاشته و آن را تسهيل كرده است.

به واسطه اين شكل جديد از ارتباطات در جامعه ما برخي محدوديت‌هاي فرهنگي كه در گذشته در اين رابطه وجود داشته برداشته شد و دو جنس مخالف از فرصت و امكان بيشتري براي ارتباط با يكديگر برخوردار شدند. اين مساله بويژه از طريق اينترنت و چت كردن و فيس‌بوك و امكانات تكنولوژيكي ديگر عمق بيشتري گرفت، طوري كه طبق برخي تحقيقات انجام شده 2 درصد ازدواج‌ها در كشور ما ازدواج اينترنتي است. اما سرانجام همه كساني كه از طريق اين ارتباط مجازي با يكديگر آشنا مي‌شوند، به ازدواج ختم نمي‌شود و در حد دوستي حتي بدون اين‌كه همديگر را بشناسند يا ديده باشند باقي مي‌ماند. اين امر به لحاظ روان‌شناسي بخشي از نيازهاي عاطفي دو طرف را رفع مي‌كند و تا حدودي عطش ارتباط با جنس مخالف را تعديل مي‌كند. اگر بپذيريم يكي از انگيزه‌ها و نيازهاي مهمي كه منجر به ازدواج يا تصميم به ازدواج مي‌شود، پاسخ به حس تنهايي و نيازهاي عاطفي است، با رفع بخشي از اين نياز به واسطه همين روابط مجازي، انگيزه به ازدواج نيز تا حدودي كاهش مي‌يابد. از سوي ديگر در رهگذر اين روابط شناخت دو طرف از ويژگي‌ها و خصلت‌هاي جنس مخالف بيشتر مي‌شود و موجب نوعي احتياط و محافظه‌كاري در انتخاب همسر در آنها مي‌گردد.

بر همين اساس نيز مي‌توان به جايگزين شدن روابط مجازي با خطر ريسك‌پذيري كمتر به جاي روابط واقعي با ريسك بالا اشاره كرد كه در درازمدت به تاخير در ازدواج دامن مي‌زند و آن را تقويت مي‌كند.
ازدواج

تغيير در سبك زندگي

ادامه تحصيل و كار مناسب تا يك زماني بهانه‌اي براي تاخير ازدواج بود، اما امروز شاهد نگرش و ديدگاهي هستيم كه به ازدواج در زندگي معتقد نيست و آن‌را مانع استقلال و آزادي انسان مي‌داند. البته اين رويكرد بيشتر در طبقه مرفه و بالاي جامعه وجود داشت، اما امروزه به ديگر طبقات اجتماعي نيز تسري يافته و در طبقات متوسط و حتي فرودست جامعه نيز مشاهده مي‌شود.

از اين منظر دو ديدگاه عمده در ميان نسل جديد به چشم مي‌خورد؛ عد‌ه‌اي كه به كل با ازدواج مخالف بوده و به تجرد اصالت مي‌دهند و ازدواج را يك سنت كليشه‌اي و غيرعقلاني تفسير مي‌كنند كه مانع بزرگي در راه رشد و ترقي فردي آنها به حساب مي‌آيد و گروه دوم بر اين باورند كه در دوران جواني دست‌كم تا 30 سال فرد بايد آزادانه به تجربه و لذت بردن از زندگي بپردازد و پس از رفع نيازها و به اصطلاح جواني كردن زير بار مسووليت تشكيل خانواده برود.

 

تاخير در بلوغ عاطفي رواني

همزمان با كوچك شدن نهاد خانواده و تغيير كاركردهاي آن، فرزندسالاري در خانواده‌هاي ايراني شكل گرفت و والدين آرزوهاي دست نيافته خود را در فرزندانشان جستجو مي‌كنند. اين مساله موجب شده تا بهترين شرايط را براي بچه‌هايشان فراهم كنند تا آنها فقط به درس و مشق خود بپردازند و از اين طريق، آينده خود را تضمين كنند. لذا بيشتر جوانان امروز تا 25 24 سالگي به تحصيل مشغولند و اغلب آنها زندگي اجتماعي را فراتر از كلاس و مدرسه و دانشگاه تجربه نمي‌كنند؛ در حالي كه والدين آنها از سنين نوجواني وارد بازار كار شدند و فراز و نشيب‌هاي زندگي را تجربه كرده‌اند. به دليل همين تاخير در ورود بازار كار و تجربه عملي زندگي، نسل جديد نسبت به نسل گذشته اگرچه كم‌هوش‌تر نيست؛ اما كم‌تجربه‌تر است.

 

افزايش آگاهي و تحصيلات زنان

نقش تحصيلات و افزايش آگاهي زنان نسبت به حق و حقوق خويش بر تاخير در ازدواج را از 2 منظر مي‌توان بررسي كرد. يكي اين‌كه تحصيلات زنان باعث شده تا آنان نسبت به مطالبات قانوني خود آگاهي بيشتري پيدا كنند و تن به هر ازدواجي ندهند كه مجبور باشند يك عمر ظلم و زور را تجربه كنند و اين شناخت باعث شده تا گاهي سقف آرزوهاي آنان فراتر از ازدواج و شوهر كردن قرار بگيرد و حتي ادامه تحصيل در اولويت بالاتري از ازدواج جاي بگيرد.

اگرچه اين مساله از سوي زنان منجر به تاخير در ازدواج مي‌شود، اما از آنجا كه ازدواج يك معامله دو طرفه است دامن مردان را نيز مي‌گيرد و دست كم شانس انتخاب آنها را كمتر مي‌كند. امروزه حتي شاهد رواج برخي تفكرات تند فمنيستي هستيم كه ازدواج را براي زنان تن دادن به سلطه مردانه قلمداد مي‌كند و تجرد را به عنوان مبارزه و مقاومت در برابر اين نابرابري، فضيلت مي‌بخشد. در گذشته به دليل پررنگ بودن برخي باورها و هنجارهاي سنتي فرصت فعاليت اجتماعي زنان كم بود و آنان تمايل بيشتري به ازدواج داشتند اما امروزه با گسترش فعاليت‌هاي اجتماعي زنان، ديگر شوهر كردن بهانه‌اي براي رهايي از اين محدوديت‌ها و كسب استقلال نيست و چه بسا برخي تجرد را شرايط آزادانه‌تر و مستقل‌تري براي زندگي مي‌دانند.

به هر حال، تاخير در ازدواج را كه كم‌كم در حال تبديل شدن به يك مد و امتياز اجتماعي است، نمي‌توان رد كرد و ناديده گرفت، اما نبايد آن را صرفا به محدوديت‌هاي اقتصادي و مالي نسبت دهيم. همان‌طور كه ديديم؛ مسائل فرهنگي و روان‌شناختي نيز در شكل گيري اين پديده موثر است و روز به روز نيز بر عمق و دامنه آن افزوده مي‌شود، ولي يك نكته ظريف و مهم در ارتباط با اين مساله را نمي‌توان نايده گرفت و كوچك شمرد؛ اگر تاخير و بالا رفتن سن ازدواج مي‌تواند عواقب و آسيب‌هاي رواني اجتماعي متعددي را به همراه داشته باشد، قطعا شتابزدگي در اين مساله و ازدواج و درس نيز مي‌تواند سلامت فرد و جامعه را تهديد كند. افراط و تفريط در اين مساله هم مي‌تواند مضر باشد و تعادل اجتماعي و رواني را از بين ببرد.

 

منبع :روزنامه جام جم -با تغيير و تلخيص

درك همسر و نقش آن

درك همسر و نقش آن


 
درك همسر : زن و شوهر با توجه به اينكه زندگي مشتركي را با هم شروع كرده اند، بايد به خواسته هاي هم توجه كنند پس بنابراين بايد حق و حقوق يكديگر را ادا نمايند و به شخصيت اجتماعي همديگر احترام بگذارند.  
 

  • نقش درك همسر:
 
درك همسر آثار زيادي دارد :
1. كمك و تعاون
2. رفع اختلاف
3. رفتار محترمانه
4. حفظ شخصيت
5. هم دلي و هم دردي

حال اگر به همسر بي وجهي نشان داده شود :
1. دل سردي
2. ملالت
3. روح يأس و نااميدي را بدنبال دارد

• پيامبر (صلی الله عليه و آله)مي فرمايند : بودن مرد در ميان خانواده اش در پيشگاه خداوند از اعتكاف در مسجد من (مسجد النبي) محبوب تر است.
مهم ترين مسئله توجه به نياز خود است، حال اگر مردي به نيازهاي خود توجه كند و آن را بشناسد ، بالطبع متوجه نيازها هم در همسرش مي شود، ولي اگر به نيازهاي خود توجه نكند به نيازهاي همسرش هم توجهي نمي كند.

• امام علي (عليه السلام)مي فرمايند : آنكس كه خود را نمي شناسد، چگونه ديگران را بشناسد.  
 

• موانع درك همسر:
 
1 – روحيه خود برتربيني : در افراد ممكن است عاملي يا ويژگي خاصي وجود داشته باشد كه به واسطه آن خود را نسبت به ديگران برتر بدانند ، مثل زيبايي.

* امام علي (عليه السلام)مي فرمايند : خود بزرگ بيني در سرپرستي و ولايت، خواري در انزواست.

* امام علي (عليه السلام)مي فرمايند : خود بزرگ بيني مرد، او را كوچك مي كند.

2 – بي توجهي به نقش همسر: همه افراد در زندگي نياز به توجه دارند، زن در منزل زحمت مي كشد، خانه را مرتب مي كند ، به بچه ها مي رسد و غذا تهيه مي كند، حال از همسرش توقع دارد كه هنگام ورود به منزل به كارهايي كه كرده، توجه كند و از او تشكر كند حال اگر مرد توجهي به دور و بر خود نداشته باشد، باعث ناراحتي و دلسري زن مي شود و انگيزه او را براي ادامه زندگي از بين مي برد.

* خداوند در قرآن كريم مي فرمايند : اگر شكر گزاري كنيد، بر شما خواهيم افزود و اگر ناسپاسي كنيد، مجازاتم شديد خواهد شد.