محبت

محبت مثل سکه می مونه که اگه افتاد تو قلک قلب نميشه درش آورد ، اگر هم بخوای درش بياری بايد اونو بشکنی.

از ته دل دوستت دارم

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم

نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

قدرم را بدان

مي دانم روزي فرا مي رسد كه حسرت روزهاي با هم بودنمان را بكشي..... مي دانم پشيمان خواهي شد از اينكه يك قلب عاشق را شكستي ! مي رسد روزي كه با چشمهاي خيس روزي صذ ها بار متن هايي كه به عشق تو نوشتم را بخواني و قدر آن لحظه كه با من بودي را بداني مي دانم پشيمان مي شوي ! ديگر كسي مانند من در قلبت متولد نخواهد شد .... مانند من ديگر كسي نيست كه ديوانه وار عاشق تو باشد و تو را از ته دل دوست داشته باشد قدرم را ندانستي اي بي وفا آن زمان قدر مرا خواهي دانست كه ديگر نمي تواني مرا ببيني و آن زمان برايت يك گمشده خواهم بود .... مانند من ديگر كسي در زندگيت نخواهي ديد ، كسي كه شب و روز به ياد تو هست و از غم نبودنت چشمهايش لحظه به لحظه باراني ست . مي دانم روزي فرا مي رسد كه براي يافتنم به كهكشانها نيز سفر خواهي كرد ! مي دانم روزي فرا مي رسد كه با خود مي گويي اي كاش كه قلبش را زير پاهايم له نكرده بودم ، اي كاش قدر آن اشكهايي كه برايم مي ريخت را مي دانستم ! من مي روم تا قدرم را بداني ، تا هستم ، عاشقت هستم و هنوز هم ديوانه وار تو را دوست دارم .... مرا باور نمي كني ، اما لحظه اي كه مي روم و ديگر هيچ نام و نشاني از من نيست پشيمان مي شوي كه چرا قلب عاشقم را باور نكردي! مي روم تا يك بي وفا مثل خودت به زندگي ات بيايد و قلبت را بشكند و تو را تنها بگذارد ! آن زمان هست كه معناي تنهايي را خواهي فهميد ! مي رسد آن روزي كه براي يافتنم از هفت دريا و هفت آسمان بگذري! افسوس كه آن روز ديگر قلبم براي تو نيست ، عاشق تو نيست .... تا هستم عاشقت هستم و دوستت دارم مرا باور كن ، تا پرستويي نيامده و مرا همراه خود نبرده است مرا درك كن كه اگر رفتم ديگر نخواهم آمد آن لحظه است كه خواهي فهميد من چقدر تو را دوست داشته ام ..... تا هستم مرا باور كن زيرا اگر رفتم ديگر مرا نخواهي ديد ...

امروز كه محتاج توام جاي تو خاليست

فردا كه ميايي به سراغم نفسي نيست....

 گاهي دل آنچنان پر درد مي شودكه فرصت آهي نمي يابد.....

بازار سر پوش و ارگ کلاه فرنگی

 بازار سرپوش از نگاه دولخ باد

ارگ کلاه فرنگی از نگاه دولخ باد

اشک

                                         ashk

اشک چون از چشمان درآید معانی گوناگون دارد باید درکش کرد

هر اشکی لایق ستایش نیست باید گریست ولی نه برای هر عاطفه سرگردانی

خدایا اشکی ده که بعدها با یادش خنده بر لبم جاری شود

خواب زمستانی

جیرجیرک به خرس گفت دوستت دارم! خرس گفت الان وقت خوابم است! خرس به خواب زمستانی رفت غافل از اینکه عمر جیر جیرک 3روزه.

ضیافت خدا

در اين روزها ضيافتي برپا خواهد شد

 

ضيافتي به وسعت كائنات

 

ضيافتي از شير و عسل شيرين تر

 

از گلهاي بهاري مطبوع تر

 

و از خوشه هاي گندم زيباتر است

 

ضيافتي كه بهانه اش روزه است

 

و ميزبانش خدا

 

ميزباني كه دست هيچ مهماني را خالي نمي

 

 گذارد...

واژه نامه زبان بیرجندی با ویرایشی جدید

واژه زیبای زبان  بیرجندی

معنی واژه بیرجندی به فارسی

اَتشونی

شب نشینی

اَجید(حَجید)

سرحال ، شاداب

اَریک

لثه

اسپلونک

سوت زدن

اِشْتُوْ

عجله

اوسوشو

برو کنار

ایوَرْ

این طرف

پُشتارِمی

پیش صحن

پَلِزْ

خیارو هندوانه

پیز

صورت

پَیْ گُدار

پشت کوه و دره

تَریکا

خود بیرجند یها بهتر می دونند

تِلْ تِلْ

صحبت بیهوده و زیاد

تَمُو

شلوار

جُوزْ

گردو

چرخ زدن

جستجو کردن

چَغوک

گنجشک

خُسُرْ

پدر زن

خُسُرْبَره (خُسُروَره)

برادر زن

خَش

مادر زن

خَلا

توالت

خَلو

دایی

دِرِزْ

کمی خیس شدن

دِرِزْگیدن

لرزش ناشی از ترس و دلهره

دُرْباخ

سلامتی

دَنْگْ

مقدار(آب)

دولَخ باد

طوفان ، بادشدید همراه گرد و غبار

دوودوو

خواهر

دیکُو

مغازه

رِز کردن

حمله ور شدن ، حمله کردن

رِسمُو

طناب

شِقْ

تیپ و قیافه

شَلْته

موج کوچکی از آب

کَدو

کدامیک

کِرِه

به صرفه بودن

کِشْمُو

مزرعه کوچک ،زمین زراعتی

کُلُمْبَه

چاق ، فربه ، سمین

کَنْدال

حفره، چاه

کُندِرِشک

آرنج

لَخَبورگ

سوسمار

لخشوک

لیز

لِنگْ

پا

مُ

من

مَعتَلْ

منتظر شدن

مُنْده

خسته،باقی ماندن

مورِشْکْ

مورچه

نَلی

تشک ، تخت خواب

نِمَیه

نمی خواد

نَنِه

مامان

نُو

نان

وِرْ ورْ

صحبت زیاد

کلیه حقوق این فرهنگ لغت متعلق به نویسنده وبلاگ می باشد هرگونه کپی برداری با ذکر منبع موردی ندارد در غیر این صورت کپی برداری از این لغات  از نظر نویسنده وبلاگ حرام می باشد و پیگرد قانونی دارد.

 

اعمال ماه مبارک رمضان

اعمال مختص روزهای ماه رمضان:

1-       خواندن دعاهای مندرج در مفاتیح الجنان

2-       100 مرتبه سُبحانَ الضّارِّ النّافِعِ سُبحانَ القاضی بِالحَقِّ سُبحانَ العَلیِّ الاَعلی سُبحانَهُ وَ بِحَمدِهِ سُبحانَهُ وَ تَعالی

3-       100 عدد صلوات بر محمد و آل محمد

اعمال موقع افطار ماه رمضان:

1-       خواندن نماز قبل از افطار

2-       افطار کردن با خرما( ثواب نماز را 400 برابر می کند)

3-       در موقع افطار خواندن: اَللّهُمَّ لَکَ صُمنا و علی رِزقِکَ اَفطَرنا فَتَقَبَّل مِنّا اِنَّکَ اََنتَ السَّمیعُ العَلیمُ

    خدایا برای تو روزه گرفتیم و با روزی تو افطار می کنیم پس بپذبر از ما زیرا که تو خود شنوای دانایی

4-       در لقمه اول بگوید: بسم الله الرحمن الرحیم یا واسِعَ المَغفِرَةِ اِغفِرلی

5-       در وقت افطار سوره قدر بخواند.

اعمال شبهای ماه رمضان:

1-       خواندن هر شب 1000 عدد انا انزلناه

2-       خواندن هر شب 100 حم دخان

اعمال سحرهای ماه رمضان:

1-       خوردن سحری اگر به یک دانه خرما یا آبی باشد( بهترین سحرها خوردن قاوت و خرما است)

 

2-       خواندن سوره اناانزلناه( اگر آن را در افطار و سحر بخواند ثواب کسی را دارد که بین این دو وقت در راه خدا در خون خود می غلتد )

3-       خواندن دعای ابوحمزه ثمالی

4-       خواندن دعای سحرهای ماه رمضان

توجه: دوستان گرامی از اینکه این مطلب را خوانده اید کمال تشکر را دارم اما لازم به ذکر است که در این مطلب تنها بخش کوچکی از اعمال این ماه گنجانده شده است و به شما دوستان گرامی توصیه می کنم برای بهره مند شدن هر چه بیشتر از این ماه عزیز حتما سری به مفاتیح الجنان

ماه مهمانی خدا

دلداده ی منتظر

ماه رمضان ، ماه مهمانی خدا اين ماه عجب آدم را وسوسه می کند ، برای توبه کردن و برگشتن و به راه آمدن .حسابش را بکنيد ، خدا ، در خانه اش را کاملا باز کرده باشد ، خودش به عنوان ميزبان در آستانه ی در ايستاده باشد ، قلم خطا پوش بر دست گرفته باشد و هر لحظه فرمان دهد و تصريح کند که هر که در اين ماه به خانه ام بيايد ، از گذشته هايش می گذرم و پيشينه اش را پاک می کنم و به اندازه ی ظرف و ظرفيت او ، تحفه هايی به او می دهم که ، نه تا ضيافت سال آينده ، بلکه تا ابد دستش پيش کسی باز و دراز نشود و اين ، کم چيز نيست . قلب من که از همه آلوده تر و گناه کارترم ، می تپد برای اينکه در اين چشمه ی اعانت و اجابت ، دلم را شستشو دهم ، به خصوص که ماه رمضان ، باغ گل قدر است و خدا اين گل را تنها در اين باغ قرار داد . به هر حال بياييد روی گشاده ی ميزبان را قدر بدانيم و برا ی سرنوشت دنيا و آخرتمان ، طرحی نو در اندازيم .

 

برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

یاعلی گفتیم عشق آغاز شد

................................................ز لیلی من شنیدم یا علی گفت...........................................
.............................................به مجنون چون رسیدم یا علی گفت........................................
.........................................مگر.. این ...وادی ...دار الجنون ...است؟......................................
........................................که...هر ...دیوانه ...دیدم...یا علی...گفت؟...................................
......................................خمیر........ خاک ...... آدم...... را .....سرشتند...............................
...................................چو.....بر می خواست.....آدم........یا علی....گفت..............................
.....................................علی........را.......ضربتی......کاری.......نمی شد............................
.......................................گمانم........ابن ملجم........یا علی...........گفت..................................
..........................................مگر...خیبر....ز جایش....کنده ...می شد؟....................................
................................................یقین آنجا علی هم یا علی گفت...........................................

کوچه های دلم

اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسي اونجا نيست

چرا می گویند باید از خدا ترسید ، در حالی که خدا مهربان است؟

خدا مهربان ترین مهربانان است ، ولی مهربان عادل . کسانی که از خدا می ترسند از عدل خدا می ترسند . و به گفته شهید عزیز آیه الله مطهری : ذات خدا موجب ترس نیست و این که می گویند از خدا باید ترسید یعنی از قانون الهی باید ترسید ، چنان که در دعا به خدا می گوییم : ای کسی که جز به فضل و احسان او امیدی نیست و ترسی از او جز به خاطر عدلش نیست ... و انسانی که از عدالت می ترسد ، در حقیقت از خودش می ترسد که در گذشته خطا کرده یا می ترسد که در گذشته خطا کرده یا می ترسد در آینده به حقوق دیگران تجاوز کند.

خدا مثل رهبری عادل و مهربان است . که ملتش را دوست دارد ، برای  آنان تمام وسایل راحتی را فراهم می کند. حال اگر کسی بخواهد در این جامعه خوب و دوست داشتنی فساد کند؛ مثلا شیشه های مردم را بشکند ، اموال مردم را بدزدد و ... بهت نظر شما حاکم مهربان با چنین فرد خلاف کاری بایر چگونه رفتار کند ؟ نباید جلوی او را بگیرد و او را از تجاوز و ظلم به دیگران باز دارد ؟ اگر حاکم مهربان به جای این که با دزد خلاف کار برخورد کند، هر بار به او آفرین بگوید و دست او را برای ظلم و ستم باز بگذارد آیا به سیر مردم ظلم نکرده است ؟ ! ترس از خدا هم جلوه ای از رحمت و مهربانی خداوند است اگر مردم از عدالت خدا نمی ترسیدند، به یک دیگر ظلم می کردند، حقوق یک  دیگر را پایمال می کردند و همیشه افراد ضعیف، محکوم و زیر دست و پاس افراد زورمند و ظالم بودند.

حتی عذاب الهی و مجازات های خدا نیز جلوه ای از رحمت و مهربانی خدا است ؛ یعنی هر چند ظاهر آن غضب است ، ولی باطن آن رحمت است . مانند باغبانی که به خاطر علاقه به گل ها و درخت ها ، شاخه های مزاحم و زیادی را می برد ، تا بوته ی گل یا درخت به درستی تربیت شود و به رشد خودش ادامه دهد .

همه می دونند مشکی رنگ عشقه

این غم که تو ی نوشته هامه  زخم شب گریه هامه  یاد عشق کهنه است که هنوزم باها مه با ما چرا نیومد این روز گار نامردنوشته ی  من بجز تو رو هر دلی اثر کرد غصه و اشک حسرت اول مشق عشقه حالا همه می دونن که مشکی رنگ عشقه  کاشکی می شد یه روزی بشی تو مهربونم  سر بزاری رو شونه ام خودم برات بخونم  دلم برات تنگ شده جونم می خوام ببینمت نمی تونم بین ما دیوارای سنگی فاصله یه عمره می دونم  پنجره چشمای تو  کاشکی به چشمام وا  بشه این بغض چند ساله من از تو گلوم رها بشه من که فراموش کردمت چرا واما داشت برام بابای بارونت می شم بیا گم کن گریه هام واست دلم واست تنم واست تمام زندگیم حتی دوباره من شدم با تو هم شد زندگیم

واست دلم واست تنم ای سرپناه خستگیم آرامش وجود من بی تو هم شد زندگیم  از یه بغض قدیمی ببین به کجا رسیدم میون این جمعیت هرگز تورو ندیدم چه باشی چه نباشی از عاشقی می نویسم  تا آخرین عمرم  یه مشکی پوش می مونم

غیر قانونی شدن ختنه کردن

تابلوي نقاشي از مراسم ختنه سورون قديم

طبق خبر های بدست آمده از اخبار ایران ختنه کردن غیر قانونی شده است علت این کار را پس بررسی های زیادبه این شرح می باشد :

ختنه یه نوع  کلاهبرداری آشکارا می باشد 

فرهنگ لغت زبان بیرجندی به فارسی:

دوودوو:خواهر

 

کَنْدال: حفره، چاه

 

 

دولَخ باد : طوفان ، بادشدید همراه گرد و غبار

 

 لَخَبورگ : سوسمار

 

اَجید(حَجید) : سرحال ، شاداب

 

دُرباخ : سلامتی

 

مُ : من

 

نَنِه : مامان

 

وِر وِ ر: صحبت زیاد

 

 لخشوک : لیز

 

اَتشونی: شب نشینی

 

اسپلونک :  سوت زدن

 

کُندِرِشک : آرنج

 

مَعتَل : منتظر شدن

 

رِسمُو: طناب

 

کُلُمْبَه : چاق ، فربه ، سمین

 

خَلو : دایی

 

لِنگ : پا

 

خَش : مادر زن

 

خُسُرْ : پدر زن

 

خُسُرْبَره (خُسُروَره) :برادر زن

 

پَلِز : خیارو هندوانه

 

پُشتارِمی : پیش صحن

 

خَلا : توالت

 

کِرِه : به صرفه بودن

 

پَی گُدار: پشت کوه و دره

 

چَغوک : گنجشک

 

دیکُو : مغازه

 

 جُوزْ : گردو

 

اِشْتُوْ   : عجله

 

 

به نام خدا

ترکه زنگ ميزنه پيتزا سفارش ميده، مسئول سفارش ميگه: به نام؟ ميگه: خدا

ریش تراش

اصفهانيه سربازي ميره وقتي برميگرده بابا و داداشش رو ميبينه كه با كلي ريش جلوي در هستند ميزنه زير گريه وميگه من طاقت دارم بگين چي شده باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشوبا خودت بردی

سخت ترین کار

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوام